محمود شاهيه دفن كردند . و هم در آن سال سلغر شاه نيز وفات كرد .
خبر سلطنت طغى « 1 » شاه « 2 » در يزد
چون سلغر شاه وفات يافت پسرش طغى شاه به سلطنت بنشست و مردم را استمالت داد و در اهرستان باغى خرم بساخت به بسط سى قفيز و بادگير برافراخت و آب تفت درو جارى گردانيد و بر در باغ ساباط عالى بساخت .
و در جنب باغ جماعتخانه راست كرد و آن باغ را به نام خود باز خواند و همچنان به اسم او [ 87 ] شهرت دارد و آن را « باغ طغى شاهى » خوانند و معمور است و ميوههاى الوان از هر نوع در آن باغ باشد .
و او را پسرى بود علاء الدوله نام ، و پسرى ديگر داشت يوسف شاه نام . و مدت بيست سال حكومت كرد و در سنهء سبعين و ستمائه وفات كرد .
علاء الدوله قايممقام پدر شد و برادرش يوسفشاه به عشرت مشغول بود و چون مدت سه سال برآمد [ وفات كرد ] . « 3 »
خبر آمدن سيل و خراب كردن موضع و محلات يزد در سنهء ثلاث و سبعين و ستمائه
در پنجم ارديبهشت ماه سنهء مذكوره بنياد بارندگى شد و مدت پنج شبانروز متصل بباريد و بسيار خرابى واقع گشت و از كوه سيل روى به شهر نهاد زايد الوصف و محلهء مرياباد و سرسنگ و بعضى يعقوبى و سلغر آباد [ را ] ويران كرد و بر خندق افتاد و بعضى از حصار ويران كرد و از طرف ديگر « 4 » « دروازهء نو » چند تير پرتاب از مصنعهء حاجى حيدر كه بر / 73 / طرف ريگ فيروزى واقع است دور تر تمام محلات و بيوتات و بساتين « 5 » بود و خلق بر آن طرف بيشتر بودند ، تمام ويران كرد و دو روز و يك شب اين سيل بر آن طرف روان بود .
و بعضى مردم گويند كه به واسطهء اين سيل تمام گنجنامهها به طرف خراسان افتاد و
هامش
( 1 ) . مل : تقى شاه .
( 2 ) . م : شاهى .
( 3 ) . كذا در همهء نسخ ، ظاهرا افتادگى به نظر مىرسد .
( 4 ) . مل : « و از طرف » ندارد .
( 5 ) . مل : بساطين .