طرف كهره « 1 » آمد . لشكر شاهزاده از پروا « 2 » به صحراى خان كركان آمد و امير سعادت به حرب احشام بشگان « 3 » فرستاد و مال و منال ايشان را تاراج كرد و به لشكرگاه آورد . [ 285 ]
خبرگيران خبر آوردند كه لشكر شيراز قريب نيريز آمدهاند به دامن كتل « 4 » و سرچشمه گرفته ، و شاهزاده لشكر براند . روز بيست و چهارم رجب قراول به همديگر رسيد و محاربه واقع شد . قراول شيراز منهزم بازگرديد .
روز بيست و پنجم صف بياراستند . شاهزاده محمّد بهادر در قلب قرار گرفت و امير حاجى محمّد و امير محمّد « 5 » غياث و شيخ ابو الخير و امير ابو سعيد « 6 » و مولانا يعقوب و امير سعادت و امير ابو سعيد كوكلتاش و امير پيرزاده « 7 » و امير سلطان و امير شاه حسين ، و از لشكر شيراز شاهزاده عبد اللّه و امير مراد و خدا قلى و امير على فارسى و « 8 » بدر الدين وادكو چهره و ديگر امرا مقابل آمدند و بنياد حرب كردند . امير على فارسى حمله كرد و پيادگان تا دامن كتل « 9 » براند و جنگ درپيوست .
شاهزاده محمد چون چنان ديد در ميدان راند و امير بدر الدين به قتل آمد ، وادكوچهره و خدا قلى و مهرنگار محبوس شدند ، و امير مراد منهزم شد ، و امير على فارسى با شاهزاده عبد اللّه به راه قلعهء اصطرخ « 10 » روان شدند .
روز بيست و پنجم رجب « 11 » سنهء احدى و خمسين و ثمانمائه اين فتح واقع شد . روز يكشنبه متوجّه شيراز شد . احمد سلطان كه داروغهء شيراز / 249 / بود با اهالى شيراز به استقبال بيرون آمدند و شاهزاده نوازش فرمود و به شيراز درآمد و خزاين شيراز و اموال امير زاده عبد اللّه [ 286 ] متصرّف شد و طوى كرد .
و در اين ولا امير مراد را گرفته بياوردند و به موجب فرمان او را ياساق « 12 » رسانيدند ، و شمس الدين على كه سر فتنهء عوانان آن جانب بود به همين طريق مسلوك داشتند و امير خسرو ترخان را به محاصرهء قلعهء اصطخر فرستادند . شاهزاده عبد اللّه به ناكام در صلح
هامش
( 1 ) . مل : كمهر .
( 2 ) . مل : بروا .
( 3 ) . مل : بشنگان .
( 4 ) . مل : كتك .
( 5 ) . مل : محمد ندارد .
( 6 ) . مل : از اينجا تا كوكلتاش را ندارد .
( 7 ) . م : پيرزاد .
( 8 ) . مل : « امير » ندارد .
( 9 ) . مل : كتك .
( 10 ) . مل : اصطخر .
( 11 ) . مل : رجب المرجب .
( 12 ) . مل : به ياسا .