مقالت دهم [ در ذكر آبها ]
در ذكر آبها كه در شهر و بيرون بر روى زمين و كاريز جارى گشته است بدان اى عزيز من كه بهترين آبهاى يزد آب تفت و نصيرى است و هرچه در وصف آب گفتهاند درو موجود است : از پاكى و گوارندگى و خوشطعمى ، و به غايت هاضم است و سيماب اندك دارد ، بلكه بعضى برآنند كه ندارد ، به واسطهء آنكه اين آب از پيشان قبله مىآيد از دامن شيركوه و قريب دوازده فرسخ بر سنگ مىريزد تا به قريهء تفت مىرسد .
[ ذكر آبهاى جارى بر روى زمين ]
ذكر قريهء تفت و آب تفت و نصيرى و خانقاه و باغات و عمارات تفت
بدان كه تفت قريهاى است در پنج فرسخى يزد در ميان كوه واقع گشته و اصل اين قريه دو محلّه است : يكى بر دامن كوه پيوسته ، بيوتات و باغات متّصل يكديگر [ 248 ] طولانى به قرب يك فرسنگ و آن را محلّهء گرمسير خوانند ، و بيوتات و بساتين « 1 » و مسجد جمعه و حمّام و آسيا در آن محلّه است ، و مردم بيشتر در آن محلّه باشند .
هامش
( 1 ) . ف : بساطين .