ذكر باغات دهاباد و نرسوباد و كثنويه
همه معمور و مزروع بود ، و هر سه باغستان به يكديگر متّصل .
و چون كاريز دهاباد مطموس گشت باغستان دهاباد و عمارات او تمام باير شد و مردم جلاى وطن كردند و معمورى نماند .
و در سال ستين و ثمانمائه كه سيل واقع شد و قنوات باير كرد كاريز نرسوباد نيز ويران شد و باغات و بيوتات خراب گشت .
اما كثنويه [ 247 ] همچنان بر حال عمارت و زراعت است و بيشتر بقليّات « 1 » از آن موضع برمىآيد و باغات « 2 » معمور دارد .
و رعاياى آنجانب بر يكديگر تغلّب و تسلّط جايز ندارند و بر موجب راستى « 3 » شرب كنند و به خير و طاعت كوشند و حقّ تعالى ايشان را بركت عظيم داده .
و نرسوباد نيز به سعى بسيار آب او جارى كردهاند و اميد هست كه به تدريج با حال عمارت آيد و به صيقل عدل غبار ظلم از آينهء چهرهء مظلومان زدوده گردد .
بيت
عدل كن زان كه در ولايت دل * در پيغمبرى زند عادل / 213 /
هامش
( 1 ) . ف : بعليات .
( 2 ) . ف : باغاتى .
( 3 ) . ف : درستى .