نگرديد [ 185 ] و اين معنى موجب غيرت و مزيد اعتقاد خلق شد .
و در سال احدى و ستين و ثمانمائه مخاديم دين و دولت مثل سيد جلال الدين محمد و شيخزادهء اعظم برهان الدين امير شيخ دادائى و صاحباعظم خواجه معين الدين على هريك عمارت خود را احيا كردند و باقى مكسور بماند و هر روزه به سعى جناب خواجهء مشار اليه آش به فقرا و مساكين مىرسد ، و دايم الاوقات درين مزار مردم به تلاوت كلام اللّه مشغول مىگردند و هر روز رونق مجدد مزيد فيه مىگردد .
ذكر مزار متبرك سلطان المشايخ المحققين قطب الاولياء الكاملين تقى الملة و الدين دادا محمد عليه الرحمة
شرح كمالات او از حدّ بيرون است و اگر بدان شروع مىكنيم از مقصود دور مىافتيم .
صيت كمالات و كرامات او از شرق تا به غرب رسيده ، و خوان نعمتش بر فقرا و مساكين صباح و مسا كشيده ، و هركه به اخلاص روى بدان آستانه آورد از محنت و شدّت زمانه خلاصى يافته ، و هركه از متابعت فرزندان و درويشان او سر تافته دست به دستار برده سر نيافته .
بيت
هركه خاك مرقد پاك تو تاج سر نساخت * دست بر سر برد تا دستار جويد سر نيافت !
شيخ از بزرگان دين و سالكان راه يقين بود . مولد او از اصفهان است [ 186 ] و مريد شيخ اندايان بود . / 158 /
و شيخ اندايان را شيخ محمد نام بود ، و اين شيخ محمد شيخى كامل موحّد مرشد بود ، و صاحب كرامات و ولايات بود .
شيخ دادا محمد عليه الرحمة دست ارادت به دو داده بود ، و شيخ در بشرهء او نور ولايت مىيافت و او را ارشاد كرد .
و شيخ تقى الدين دادا محمد در صحرا غلّه پاك كردى و صائم الدهر و قائم الليل