نشان برسيد وفات كرده بود .
و پسران او صاحب اعظم سعيد ضياء الدين حسين و مولانا مجد الدين حسن در ميان بودند . صدارت و امارت به مولانا مجد الدين رسيد . به غايت عاليشان و رفيعمكان شد .
كوچههاى يزد به جهت آن جماعت كه باربر [ ى ] مىكردند ناهموار بود . بفرمود كه هموار كردند و كلوخ [ 157 ] از راهگذرها پاك كردند .
و در قريب كوچهء اسفه « 1 » رباطى ساخته و « خّلد ظلّه » بر كتابهء درگاه نوشته ، و خواجه رشيد التماس كرد كه جهت او در شهر يزد عمارات بسازند و اين مدرسه و خانقاه و بازار در مدرسه و خانقاه و منار ما بين خانقاه و مدرسه و كاروانسراى مقابل مدرسهء وردانزور طرح بينداختند و / 134 / در سال خمس و عشر و سبعمائه عمارت تمام كردند و القاب خواجه رشيد بر در مدرسه « مخدوم جهانيان » نوشتهاند .
و بسيار از مزارع و اراضى و سهام « 2 » قنوات و حوانيت و بساتين بر آن وقف كردند ، اولادى و خيراتى .
و بازار در مدرسهء مذكور كه مشهورست به « بازار كاغذيان » هم وقف در آن مدرسه كرده است .
و خواجه رشيد از اكابر زمان بود و ابواب خيرات او در يزد و كرمان و اصفهان و شيراز و تبريز و سلطانيه بسيار است ، و « ربع رشيدى » كه در تبريز ساخته شهرى ديگرست از مساجد و مدارس و بيوتات و بازار و كشتزار و بساتين ، و برج و بارو گرد او كشيده ، و كتاب و تصانيف دارد و همه فاضلانه و به غايت كمال نوشته .
و در سال ثمان عشر و سبعمائه نزد سلطان ابو سعيد او را غمز كردند كه تشخيص مرض سلطان محمّد غلط كرده است و به فرمان سلطان ابو سعيد امير چوپان [ 158 ] وى را به قتل آورد .
ذكر مدرسهء ضيائيه در شهرستان داخل يزد
مدرسهء ضيائيهء شهرستان مدرسهاى مروّح است و درگاه رفيع دارد و مناره به تكلّف ساخته كه در هيچ ديار نظير خود ندارد .
هامش
( 1 ) . ف : اسفنه ، مل ، اسپه .
( 2 ) . م : سهام و قنوات .