صاحبت آنكس كه از دست و دلش عاجز شوند * هر نفس صد حاتم و هر لحظه صد نوشيروان
خواجهء ديوان هفت اقليم شمس ملك و دين * مبدع امن و امان مقصود ابداع زمان
چون دار الشفاء تمام شد بزرگان يزد از شهر و ولايت از هر مقامى پانصد سبو آب تكلّف كردند جهت خواجهء صاحب ديوان ، خواجه داخل موقوفات دار الشفاء كرد و در سال ستّ و ستّين و ستمائه تمام شد .
و خواجه شمس الدين محمد تازيكو مسجد چهل محراب بساخت و چهار دانگ « قريهء شير » از قهستان يزد بر آن وقف كرد .
ذكر مصّلى [ و ] عيدگاه برابر مزار جمال الاسلام « 1 »
و مصلى و عيدگاه برابر مزار شيخ الاسلام شيخ جمال الدين « 2 » او ساخت و محراب و منبر ساز كرد و آن از آثار خير اوست . / 133 /
ذكر مدرسهء [ 156 ] رشيديه و خانقاه و بازار و كاروانسرا
اين مدرسه منسوب است به خواجه رشيد الدين فضل اللّه طبيب كه از اكابر زمان خود بود ، و پسران عالىشان او وزراى « 3 » سلاطين بودند به علم و كمال آراسته بودند ، و مصنّفات بسيار دارد .
و در اوّل حال طوف ممالك مىكرد ، و خلايق را از حكمت او منفعت مىبود و مسيح زمان بود ، و چون به شهر يزد رسيد به حكم الجنسية علة الضّمّ نزديك اولاد مولانا رضى الدين طبيب شد و مولانا شرف الدين على كه جالينوس زمان بود و از اكابر يزد سرآمد بود او را تفقّد كرد و گرامى داشت و هر كتاب كه طلب كرد به وى داد .
و چون خواجه رشيد به تبريز رفت و نزد سلطان محمد خدابنده آن پايه و بزرگى يافت و در صدر « 4 » امرا و وزراى سلطان درآمد ، و مىخواست كه عذر خدمت ايشان بخواهد فرمان ويرليغ صدارت و امارت جهت مولانا شرف الدين على بفرستاد ، و چون
هامش
( 1 ) . ف : كذا در اصل ، مل : ندارد .
( 2 ) . ف : جمال الدين اسلام ، مل : سلام .
( 3 ) . م : وزراء و سلاطين .
( 4 ) . م : صد .