شعر
و همچون طرح او بديد از دور * گفت از عجز كاى اولو الابصار
اين چه رسمى است بىكران وسعت * وين چه نقشى است آسمان هنجار
عقل كلّ تا مهندس فلك است * بر زمين كس نزد چنين پرگار
گر كسى وصف اين بنا گفتى * عقل باور نكردى اين گفتار
ليك چون ديده ديد و حسّ دريافت * عقل حسّ را كجا كند انكار
ذكر وقت و ساعات
در مقابل درگاه مدرسه دو منار بر دو گوشهء ايوان او نهاده ، و بر يك منار مرغى از مس ساخته و از هرطرف كه آفتاب برمىآيد آن مرغ روى به آفتاب دارد و مىگردد ، و بر منارهء ديگر علمى هنگام پنج وقت [ 144 ] كه طبل زده مىشود برمىآيد .
و بر سر آن مناره در ميان رصد چرخى چوبين منقّش ساخته و به / 123 / سيصد و شصت قسمت كرده و هر قسمتى درجهاى و هر روز كه آفتاب برمىآيد و هر درجهاى كه نموده مىشود به حروف ابجد .
و بر چهار گوشهء چرخ ، چهار دايره نهاده و بر هر دايره سى خانه و نام ماههاى ترك و رومى و عربى و جلالى نوشته . هريك روز كه مىگذرد يك خانه از آن دايره سياه مىشود و چون ساعتى مىگذرد از دو دريچهء بالاى چرخ دو مرغ روئين سر بيرون مىكنند و مهرهاى در طاس كه در زير آن دريچه نهادهاند مىاندازند « 1 » و چرخ در گردش مىآيد ، و از آن دوازده تختهء سفيد كه نشان دوازده ساعت است يكى مىافتد و تختهء سياه بر جاى آن مىآيد .
و در پنج وقت چون مهره بيفتد طبلى يك زمان در اندرون رصد زده شود و علمى بر مناره برآيد و دايرهاى به آن چرخ كشيده و سى دايرهء سفيد در وى نهاده هر روز كه از ماه بگذرد يكى از آن دايره سياه مىشود ، و در ميان آن دايره نام آن ماه نوشته .
و از يك طرف « 2 » ديگر مقابل ساعات دوازده تختهء ديگر نهاده كه در شب چون يك ساعت مىگذرد يك چراغ از آن دوازده چراغ كه نهاده شده باز نشانده مىشود . و
هامش
( 1 ) . ف : مىاندازد .
( 2 ) . ف : طرف .