جزو آن مجله كرده در آخر هر شماره جزوهاى از اين چاپ نمايم كه چون در آخر سال يك جا گرد آورده شود كتاب درستى باشد .
درباره مطالب من آنچه توانستهام جستجو به كار بردهام و چنان كه خواهيم ديد از آغاز كتاب تا داستان شيخ خزعل آنچه آوردهام از كتابها و نوشتههاست كه نام هر نوشته و كتاب را در پاى صفحه نگاشتهام . اما داستان شيخ خزعل و برادرش شيخ خزعل خان بخش عمده آن را در خوزستان از زبانها شنيده يا خودم ديده و دانستهام و چون اين كتاب براى ستايش يا نكوهش كسى نيست بلكه مقصود نگارش تاريخ و نشاندادن گذشته سرزمينى است كه من پانزده ماه در آن بسر برده و از يكدسته از مردمش مهربانىها ديدهام اين است كه تا توانسته كوشيدهام كه گفتههايم براستى نزديكتر باشد و خامه خود را به دروغ و سخنان ستايشآميز يا كينهانگيز نيالايم . با اين حال اگر كسانى لغزشها ديدند يا مطالبى را كه بايستى گفت ناگفته يافتند برادرانه خواستارم كه آن لغزش را باز نموده و اين كوتاهى را يادآورى كنند كه به جبران پردازم بويژه كه چون كتاب جزوبجزو چاپ مىشود اگر يادآورىهايى شد در آخر آن مىتوان يادآورىها را بنام خود يادآورندگان چاپ كرد .
تهران 1312
احمد كسروى
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 7
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧