تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
خود هم بجا مىگذاشتند خيلى دلتنگ و از سركرده خود ناراضى بودند . مسلم است كه فتح رحيم خان و فرار ستار خان از اردبيل تأثير بدى نه فقط در مركز بلكه در تمام نقاط كشور بظهور آورد . مشروطه‌طلبان مىفهميدند كه چه نتايجى دنبال اين پيشآمد رخ خواهد داد فتح يك نفر مستبد مثل رحيم خان خطراتى مقدر براى مشروطه تهيه مىكرد و اگر وضعيتى كه رحيم خان با فتح خود ايجاد كرده بود قدرى هم طولانى مىشد و سركرده‌هاى ياغى قدرى هم در تسلط خود باقى مىماندند شايد تمام نقاط هم علم شورش برپا مىكردند دولت كه در اين عقيده بود تصميم گرفته بود اردوى تنبيه كننده به آن محل بفرستد كه طوايف را قمع كرده صفحات پر از اغتشاش را ساكت نموده نظم و امنيت را برقرار و اصول مشروطه را هم اجرا كند . در تعقيب اين مقصود دولت عده‌اى از سرداران را براى سركردگى اين اردو در نظر مىگيرد و به آنها پيشنهاد مىكند كه به اردبيل بروند . ولى چون كار سخت و پرمسئوليت بود اغلب آنها از عهده‌دار شدن به اين مسئوليت خوددارى مىكردند . چون خيال مىكردند جايى كه ستار خان كه وضعيت محل را خوب مىدانست و از هر حيث مطلع بود و بعلاوه خود از همان محل بود كارى نتوانسته بكند و فرار كرده است اينها چه‌طور خواهند توانست نتيجه دست بيارند . بنابراين در جواب دولت تقاضاى بىمورد و غير اجراشدنى مىكردند مثلا يكى از سرداران تقاضا مىكرده ده هزار قشون و صد هزار تومان پول داده شود .