تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
ملوك الطوايف و روحانيون و اعيان و اشرف بايستى ناراضى باشند . به جهت آنكه اصول جديد از حقوق آنها كاسته تسلط بىحد آنها را كم كرده و دلخواههاى آنها را بر طرف گردانيده و نفوذ آنها را برداشته بود . مشروطه آمده بود كه آنها را از قيمت بياندازد از ميدان فرارشان دهد و بلكه به جهت تقصيرات سابق آنها را به محاكمه و به مجازات بكشد . اين عناصر با تمام قوه خود سعى مىكردند كه وضعيت سابق را بدست بياورند . نشانه جنبش را رحيم خان فرجه داغى داد . آن سركرده كه تا پيش از جنگهاى تبريز شهرت داشت سركرده بسيار جسوريست و سواران قهرمان دارد و چون مورد بذل مرحمت شاه خلع شده بود تمام محيط قرجه‌داغ را در تحت فشار وحشت‌انگيز خود نگاه مىداشت ، جنگهاى تبريز اندازه جسورى خود او و قهرمانى سوارانش را پديد آورده بود . زيرا او چندين مرتبه با تلفات زياد از جلو قوه ملى تبريز فرار كرده بود . مساعدت بيگانگان هم نتيجه بخشيده بود . بعد از فتح تهران و خلع سلطنت محمد على ميرزا كه حامى او بود و وقايع بهم پيوسته ديگر رحيم خان به كلى مغلوب گرديده بميل خود رفته موقتا ساكت نشسته دندانهايش مىفشرد . دسته ضد دولت رحيم خان را مىشناختند و فكرهاى او را مىدانستند حالا او با يك زندگانى رسوا و بدنام در يك گوشه مانده بسر مىبرد اما او شخصى بود پرقوه بانفوذ بزرگ كه مردم دوردست هم از او ترسى داشتند . زندگانى امروزه براى از خيلى سخت بود . آتش