ولى به زودى مجبور ايستادن شدند چون مشاهده كردند كه دسته بزرگى با تيراندازى به طرف آنها جلو مىآيند . بتصور آنكه اين دسته از بختياريهاى دوست هستند يفرم دستور داد كه بدون تيراندازى جلو بروند . ولى چون از طرف مقابل تيراندازى قطع نمىشد يفرم امر كرد از اسبها پياده شده منتظر رفع سوء تفاهم شوند .
ولى دسته مقابل بىخيال تيراندازى مىكرد با دستور يفرم دسته مجاهدين در دره نزديك جمع شدند . سواران فورا آنها را محاصره كردند و به خيال آنكه مجاهدين ميل به تسليم دارند ديگر تيراندازى نكردند . در اين موقع معلوم شد كه اين سواران چند صد نفر بختيارى طرفدار دولت هستند و چند نفر از مجاهدين را گرفته خلع سلاح كردند چند نفر هم دور يفرم گرفته مىخواستند دستگيرش كنند .
ولى يفرم فورا ده تير درآورده چند نفر را به زمين انداخت و امر به تيراندازى كرد . در مرحله اول با ده تير و بعد از قدرى كه دشمن عقب نشستند با تفنگ اين 60 نفر شجاع سواران را تعقيب كردند از دسته يفرم دو نفر ايرانى و دو نفر ارمنى كه از قفقاز وارد شده بودند كشته شدند .
اسامى اين دو نفر آخرى از اين قرار بود . يكى خچو از ولايات ( قزاق ) از ده ( ورين اخبيور ) و ديگر ( دانيال ) از يكديگر بودند . دشمن تقريبا 70 نعش و 120 اسب جا گذاشت .
بعد از آن دسته مجاهدين جلو رفته ده ( بادامك ) را محاصره كردند .
جنگ بمباردمان سختى شد . از عقب توپهاى مجاهدين را جلو آورده مشغول تيراندازى شدند و ده را به تصرف آوردند . در اين جنگ يك نفر مجاهد تهرانى باسم ( سمباد ) كشته شد در جناح بختيارى هم جنگ
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 390
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٩٠