اين هم نبايد فراموش كرد كه آن هنگام كه اينها در كرج بودند منشيهاى سفارت انگليس و روس وارد كرج شده و بعنوان نماينده از طرف شاه تأييد كردند كه شاه ميل به صلح با مشروطهطلبان دارد بنابراين پيشنهاد متاركه جنگ مىنمايد .
كه زمينه براى صلح و امنيت حاضر شود . ولى يكى از آنها در موقع حركت مخفيانه گفت : « مقصود از اين پيشنهاد فقط وسيله تأخير و استفاده وقت است تا قشون روس برسد . »
بعد از اين ضربت ماندن در كرج بىمعنى بود و مجاهدين كرج را تخليه كرده به يك ده نزديك ( حصارك ) رفته آنجا اردو زدند .
در اين ده تمام 15 روز براى ترتيب دادن اردوى خود پرداخته منتظر پيشآمد و وقايع شدند پيشآمد هم براى مشروطهطلبان صورت خوبى به خود مىگرفت . به اين معنى كه يك اردوى 2000 نفرى از بختياريهاى مشروطهطلب بسركردگى سردار اسعد جلو آمده نزديك « ده شاه » اردو زده بودند .
اردوى يفرم و سپهدار از كنار دست راست رودخانه كرج حركت كرده به ده « قره تپه » وارد شد و بسردار اسعد خبر داده و او را دعوت براى مشاوره كرد . سردار اسعد آمد و در آنجا نقشه يك جنگى كشيده شد كه بموجب آن بايستى بختياريها از جناح راست و سپهدار از جناح چپ و يفرم هم از مركز جلو رفته در ده « پيروز بهرام » تمركز پيدا كنند .
صبح زود جهت اجراى اين نقشه از ده « قره تپه » حركت كرده بدشت « ده شام » رهسپار شدند بعد از چند كيلومتر از يكى از باغات به طرف دسته يفرم تيراندازى شد . مجاهدين بازرسى فرستاده از قضيه چيزى نفهميدند و دوباره حركت كردند .
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٨٩