براى اين كشور نوشته شود . اينست معنى آنچه مىگويم : « تاريخ درستى براى اين كشور نوشته نشده و به اين زودى هم نوشته نخواهد شد » .
شگفتتر آنست كه دورههاى باستانى تاريخ ايران - مثلا زمانهاى هخامنشى و اشكانى و ساسانى - چون دانشمندان اروپا و آمريكا به آنها پرداختهاند روشنتر از زمانهاى ديرتر - دورههاى پس از اسلام - مىباشد .
اين دورههاى پس از اسلام چندان تاريكست كه سالها بايد بررسيها و جستجوهاى دانشمندانه رود تا روشن گردد .
در اين دورهها تاريخنويسان بسيار بودهاند و ما كتابهاى بسيار به عربى و فارسى در دست مىداريم . ولى همه مىدانيم كه آن تاريخنويسان همه چيز را ننوشتهاند و آنچه نوشتهاند پيراسته از آلودگيها نبوده است . در آن زمانها تاريخ را سرگذشت پادشاهان و فرمانروايان و زورورزان و جنگها و كشاكشهاى آنها مىشناختند و تنها اين زمينه را دنبال مىكردند و بيشتر تاريخنويسان تاريخ را بنام يك پادشاه و يا يك وزير نوشته بيش از همه بستايش و چاپلوسى مىكوشيدند و در پى راستيها نمىبودند . كوتاهسخن : در آنزمانها اين شيوه دانشمندانه امروزى كه ما از اروپاييها ياد گرفتهايم در ميان نبوده .
اينست كتابهايى كه از زمانهاى گذشته بازمانده « تاريخ » شمرده نمىشوند ، آنها در دست ما « مدرك » است كه در جستجوهاى خود از آنها نيز سود جوييم .
بهرحال يكى از كارهاييكه در اين زمينه بايد بود اينست كه هرگونه كتابها و يادداشتها كه در زمينه تاريخست بچاپ رسد و پراكنده گردد كه
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٩٣