تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
گرديده به عشيره معاويه هم دستور داد كه گاوها و ديگر چهارپايان خود را فروخته شمشير و ابزار جنگ بخرند و آنان بدستور پيشواى خود كار كرده ابزار جنگ فراوان خريدند . سيد محمد روزگار را به كام خود ديده با گروه پيروان آهنگ تتول كه ديه بزرگى از پيرامون هويزه بود كرد . ( رمضان 844 ) مردم هويزه كه پارسىزبان بودند « 1 » و فضل جزايرى كه در جزاير « 2 » با برادران خود نزاع كرده و با گروهى از عرب به نزديكىهاى هويزه آمده بود دست يكى كرده به جلو سيد محمد شتافتند و در جنگى كه روى داد حويزيان و جزايريان شكست سختى خوردند و انبوهى از ايشان كشته گرديد چندانكه اسبها بر روى لاشها راه مىرفتند . با همه اين فيروزى سيد محمد در آنجا نمانده به دوب بازگشت و چون در دوب تنگسالى و نايابى بود و و با ميان مردم پديد آمد سيد محمد كسان خود را برداشته بر سر واسط رفت و در آنجا ميانه او و امراى مغول جنگ روى داده شكست بر مغولان افتاد و چهل تن از ايشان كشته گرديد . از اين فيروزى سيد محمد بر بيرون واسط دست يافته پيروان خود را در ديه‌ها پراكنده ساخت و دست به تاراج گشاده دارائى مردم را هرچه يافتند يغما كردند و بدينسان پيروان مهدى به نعمت بسيار رسيدند . ( شوال 844 )
هامش
( 1 ) . ابن بطوطه كه يكقرن پيش از هويزه گذشته بود آشكار مىنويسد كه مردم آنجا عجم بودند . ( 2 ) . مقصود از جزاير يك رشته آباديهاست كه ميانه بصره و واسط در ميان آب نهاده بوده و همين آباديهاست كه در قرنهاى نخستين اسلام بطايح خوانده مىشد و تاريخ جداگانه‌اى دارد .