فصل [ در فضايل سادات اين ناحيت ]
ياد كرده آمد طرفى از خاندان سادات اين ناحيت « 1 » كه جامهء « 2 » فضايل ايشان طراز دوام دارد بر تعاقب ليالى و ايام كه كل حسب و نسب ينقطع إلا حسبي و نسبى ، و بغلو و مبالغت بافراط نمودن موسوم بناشد هر كه بنان بيان اولسان « 3 » در شرح مناقب ايشان مستغرق گرداند ، بل كه مشكور السعى و الاثر [ و ] مرضى العيان و الخبر باشد و حق تعالى اقدام او را از زلت و اقلام او را از خطا و شبهت و احلام او را از غوايت و ضلالت نگاه دارد و در دو جهان قرين خسار و رديف ادبار نگردد ،
اليهم كل مكرمة تؤول * اذا ما قيل جدهم الرسول
كفاهم من مديح الخلق طرا * مقال الناس امهم البتول
و ازين خاك و ديار ملوك نخاستهاند مگر امراى لشكر كش چنان كه تفصيل اين « 4 » بعد ازين ياد كرده آيد .
فصل [ در شيوه بيان تواريخ بلدان انساب و تواريخ ملوك ]
و عادت رفته است در تواريخ بلدان انساب و تواريخ ملوك آن ولايت بيان كردن ، و چون عادت ارباب اين صناعت برين نسق رفته باشد متاخر را « 5 » بمتقدم اقتدا كردن مبارك آيد ، فان الفضل للمتقدم .
هامش
( 1 ) مصنف در اين فصل و همچنين در بعض جاهاى ديگر از كتاب ، انساب سادات را باختصار نگاشته و در برخى از موارد خواننده را بكتاب لباب الانساب كه آن هم از تاليفات خود اوست حواله كرده است ؛ ولى كتاب اخير از كتب نادر الوجود و دست يافتن بدان غير ممكن مىنمود ، تا اينكه اتفاقا نسخهء خطى از جلد اول آن در كتابخانهء مدرسهء سپهسالار ديده شد كه نام آن در دفتر كتابخانه نهاية الانساب نوشته شده است - اين مجلد متاسفانه اغلاط بسيار دارد چنان كه استفاده از آن براى هر كس ممكن نيست ؛ و با اين همه نگارنده در تصحيح بعض انساب ، به قدر ميسور از كتاب مذكور استفاده و مطالبى نيز براى تعليقات آخر كتاب استخراج كرد .
( 2 ) نص ، خامهء .
( 3 ) نص ، بنان و بيان و لسان .
( 4 ) تفصيل ايشان .
( 5 ) متاخران را .