موسوم بقراجه و در سه فرسنگى نيشابور ديهى بنام قراجهقى هست .
[ قرطبة ] بضم اول و سوم نام شهرى از اندلس كه مدتها پاى تخت و مركز خلافت امويان بوده است .
( قرى الجبل ) اين نام بر ديههاى كوه حمايى كه اكنون بنام نيم بلوك حمايى معروف است تطبيق مىشود ، و آن را بدين سبب نيم ملوك خواندهاند كه در سابق اين ناحيه و ناحيهء فروغن يك بخش و موسوم ببلوك فروغن و كوه حمايى بوده و بعدها از هم مجزا شدهاند .
( قصبه ) اين كلمه هر كجا بطور مطلق ياد شده بمعنى سبزوار است .
( قطرى ) منسوب است بقطر بر وزن حجر و آن شهرى است ميان قطيف و عمان و در نزديكى آن مغاصى است كه مرواريد آن به خوبى و گرانبهايى اشتهار دارد . يكى از رؤساى خوارج هم كه مدتها با مهلب بن ابى صفره جنگ كرده قطرى نام داشته و نام پدر او فجاءة بر وزن خزاعة بوده است ( صفحهء 85 سطر 7 )
( قطوان ) بفتح اول و دوم نام قريهاى در پنج فرسنگى سمرقند است . در سال 536 در اين محل ميان سلطان سنجر و گورخان چينى جنگى سخت واقع و بهزيمت سنجر و سپاهيان او منتهى شد ؛ در اين جنگ كه بعدها بجنك قطوان معروف گرديد جمعى كثير از مسلمانان و عدهاى از مشاهير علما و رؤسا و امرا بقتل رسيدند .
( قعنبى ) منسوب است بقعنب بر وزن جعفر ، و آن لقب عبد اللّه بن مسلمة معروف بابو عبد الرحمن حارثى ( متوفى در سال 221 ) است .
( قفص ) بر وزن قفل معرب كفج يا كوفج و آن نام طايفهاى بوده است كه در يكى از جبال كرمان مسكن داشتند و راهزنى مىكردند .
( قمنوان ) در زمان مؤلف آبادى معتبر و مشتمل بر دو قسمت عليا و سفلى بوده ، ليكن اكنون ديهى بدين نام در سبزوار نيست .
و شبيه بدين نام در اسامى ديهاى ايران كمندان است كه بتعريب قمندان گفته مىشود .
( قبوراباد جوين ) اين كلمه در هر دو نسخه بطور لا يقرء نوشته شده و صحيح آن معلوم نشد .
( قومس ) بر وزن مونس نام ولايتى بوده كه اكنون دامغان بجاى آنست ، و در اين عصر ويرانههايى را كه در يك فرسنگى قوشه « قريهايست در نزديكى دامغان در سر راه خراسان بتهران » ديده مىشود شهر قومس مىنامند ، قومس را گويند معرب كومس و آن مخفف كوه مس است .
( كارن ) رش ، خارسف .
( كاريز محمد ) در نيشابور كاريزى بدين نام هست ليكن مؤلف آن را از ربع « بخش » ريوند شمرده است .
( كالماباد ) ظاهرا ديهى است كه در جاى ديگر ( ص 166 س 22 ) كليماباد نوشته شده و محل آن نيز تعيين شده كه ديهى ميان نارستانه و كاريز هشتقان است و اكنون در سبزوار در نزديكى ديه موسوم بعليك كاريز و مزرعه ايست موسوم بكلمآباد ، و آثار ديه ويرانى نيز در آنجا ديده مىشود .
( كاموند ) بر وزن باربند ديهى است در پشت كوه مشتمل بر دو قسمت كه يكى را كمند بالا و ديگرى را كمند پايين مىگويند .
تاريخ بيهق ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: علي بن زيد البيهقي
ص٣٤٢