ديه محتمل است كه از بناهاى فضل بن محمد شعرانى ( ص 140 و 142 ، و منسوب به دو ( ديه شعرانى ) بوده و اين نام بر آن مانده است .
( شقوقن ) ديهى است در سبزوار متصل بخسروآباد در سمت مغرب ، و آن را اكنون چوبين مى نويسند ، ليكن در دفترهاى قديم مالياتى شقوقن مىنوشتهاند ،
( شور رود ) در جنوب سبزوار رود خانهايست كه از كوير داخل خاك سبزوار مىشود و از جنوب اين شهرستان مىگذرد و در ريگستان طاقى فرو مىرود و آن را اكنون كمال شور مىنامند ، و كمال در لغت بمعنى زمين شكافته است و مردمان ديهنشين آن را بمعنى آبكند استعمال مىكنند ، و آبكند زمينى است كه آب آن را كنده و گود كرده باشد .
( شيراز ) در لغت بمعنى مرباى دوشابى و ريچال ضبط شده است .
( شيرو ) بفتح را ، بر وزن بىجو ديهى است در شمال شرقى طبس گيلگى و از سبزوار پنج فرسخ دور است . اين ديه را اكنون ( شيرخو ) مىگويند ليكن قرائن دلالت دارد كه همين ديه ( شيرو ) است .
( صاهه ) معرب چاهه و آن ديهى است در دو فرسنگى طبس بيهق . و آن را چاهك هم مىگويند .
( صد خرو ) چون يك سرو ديهى است در چهار فرسخى مزينان در سر راه طهران و اكنون از بخش كاه سبزوار است .
( صلاح آباد ) ديهى است در جنوب شرقى سبزوار بفاصلهء ربع فرسنك و آن را اكنون صالح آباد مىگويند و مىنويسند .
( صماناخ ) اصل اين كلمه كه نام يا وصف نوعى از مرواريد است معلوم نشد ، و ظاهرا معرب چمانه يا چمانك يا كلمهاى نظير آنست .
( طابران ) اين ديه را اكنون توران بر وزن بدران گويند و نويسند ، توران متصل بخوار است ، و خوار و توران اكنون نام بخشى از شاهرود و بسطام است ، ياقوت در معجم البلدان نام اين ديه را ( طبران ) بحذف الف اول ضبط كرده و طابران را گويد يكى از دو شهر طوس طابران و نوقان است .
( طايفى ) نوعى از انگور و ظاهرا منسوب است بطايف كه در نزديكى مكه واقع و بوفور ميوه مخصوصا انگور معروف است ، انگور طايفى را در سبزوار و مشهد اكنون ( طيفى ) مىگويند .
( طبرزندجان ) ديهى بزرك است در چهار فرسخى نيشابور و دوازده فرسخى سبزوار و آن را توزندجان گويند ( عت ؛ 267 )
( طبرس ) ظاهرا معرب تفرش است ، رجوع كنيد به آخر اين قسمت بعد از حرف يا .
( طبس ) نام دو محل است يكى شهرستان طبس در جنوب خراسان كه مركز آن هم طبس نام دارد ، و ديگر بخش طبس از توابع سبزوار كه قصبهء آن نيز موسوم بطبس است ، طوايف عرب كه در زمان عثمان برياست عبد الله بن عامر بن كريز بتسخير خراسان آمدند نخست دو محل موسوم بطبس را فتح كردند و آن دو محل را طبسان و طبسين گفتند ، و اين نام بصيغهء تثنيه اشتهار يافت و بعدها در بعض كتب تاريخ و جغرافياى عربى نيز به همين صيغه ضبط شد . ليكن در فارسى جز
تاريخ بيهق ( فارسى ) — صفحة 339
مساهمون: علي بن زيد البيهقي
ص٣٣٩