تعلق ميگيرد ، اين اصطلاح را به كار برده است « 1 »
كلهنه
KALHANA
بن كن پكه شاعر و مورخ كشمير كه كتاب راجه ترنگينى را در 1149 م - 544 ه نوشت ، در بسا موارد ازين شاهيان نام مىبرد و گويد :
گوپاله ورمن پادشاه كشمير ، كشور شاهى را در اوده بهاندهپور ( سوات و شمال مردان ) در حدود 290 ه فتح كرد « 2 » و بعد از اضمحلال اين دودمانهاى شاهى ، بقاياى افراد و شهزادگان آن در عهد هرشه ( 1089 - 1101 م - 482 - 495 ه ) در كشمير مناصب عمده را داشتند « 3 » و در بين ملكههاى هرشه شاهدختى ازين خاندان بنام وسنته ليكها
VASANTA LEKHA
و ديگران بودهاند كه ايشانرا شاهى پتره ( شهزاده ) گفتندى ، چون در سنه 1101 م - 495 ه تخت هرشه از طرف باغيان سرنگون گرديد ، اين زنان شاهى روايات خاندانى خود را در كمال رشادت و دليرى حفظ داشته و مقاومت كردند ، و بالاخر در قصر شاهى كشمير آتشى افروختند و در ان خود را سوختاندند ، و كلهنه مورخ كشمير ازين دودمان شاهى ذكرها دارد « 4 »
نامهاى كابلشاهان
كابلشاهان را مورخين بنامهاى مختلف ياد كردهاند ، برخى ايشانرا باعتبار كيش و آيينى كه داشتهاند ، برهمن يا هندو شاهان و يا بودائى شمردهاند ، و جمعى از مورخان ايشانرا از بقاياى كوشانو - هيفتلى يا ترك خواندهاند ، ولى چون تمام اين گروه شاهان و خاندانها در كابلستان حكمرانى داشته ، و بمرورد هور عناصر داخلى اين خاك بودهاند ، و اين وجه مشترك در بين همهء ايشان موجود است ، ما تمام آنها را در زير همين عنوان مىشناسيم ، و لو بعد از تسلط مسلمانان و صفاريان پايتخت ايشان از كابل به ويهند كنارا باسين هم انتقال كرده بود .
هامش
( 1 ) - تعليقات هوديوالابر تاريخ هند از ايليوت 2 / 605
( 2 ) - راجه ترنگينى 2 / 217 ترنگ 5 شلوك 232 ترجمهء انگليسى از م ، ا ، ستاين طبع لندن 1900 م
( 3 ) - همين كتاب 1 / 133 ترنگ 4 شلوك 142
( 4 ) - همين كتاب ترنگ 8 شلوك . 333