XSHY
بمعنى حكمرانى بوده و در اوستا كشاى
XSHAY
و در سنسكريت كشايتى
KSHAYATI
( استيلاودارا بودن ) بود ، و از همين ريشه كشايتهيه
XSHAYATHIYA
بمعنى شاه يا شاهى
Royal
در كتيبههاى هخامنشيان مكرر آمده است « 1 »
بهر صورت تاريخ استعمال كلمهء ( شا ) از روى كتيبهء سرخ كوتل بغلان در افغانستان به قرن نخستين ميلادى ميرسد و چون دردمانهاى شاهان افغانستان بعد از قرن اول ميلادى تا حلول اسلام با بقاياى كوشان شاهان ربط داشتهاند ، بنابر ان در نامهاى اين خاندانهاى حكمداران كلمهء شاه دخيل بوده ، و عبيد اللّه ابن خرداذبه مورخ و جغرافيانگار عرب ( حدود 230 ه ) در ذكر نامهاى شاهان مانند سجستان شاه - مرو شاه - داوران شاه - توران شاه و غيره بزرگ كوشان شاه و كابلان شاه را هم نامبرده است « 2 » وى گويد كه ملك كابل را كابلشاه گويند « 3 » كه عين همين نام را بوريحان محمد بن احمد البيرونى ( متوفى 440 ه ) نيز در ذكر ملوك آورده است ملوك كابل : كابل شاه « 4 »
كلمهء شاه كه به املاى
SHA
در مسكوكات كنيشكا موسس سلطنت كوشانشاهان بزرگ ، و همچنين در كتيبهء بغلان برسم الخط يونانى آنوقت به شكل
SHA - O
نوشته شده حرف اول كه در ان رسم الخط مخصوص صداى ( ش ) بود ، آن را برخى از نويسندگان
P
يعنى
R
يونانى پنداشتهاند ، و چون بعد هر كلمهء اين رسم الخط يك
O
فاصل كلمات نوشته ميشد ، آن را هم جزو همين كلمه شمرده و بالاخر با سهو فاحش كلمهء واضح الدلالهء اصيل زبان درى و كوشانى را ( راو ) خوانده و آن را با ( راى ) هندى خلط كردهاند ، در حالى كه اصل كلمه در كتيبهء بغلان و مسكوكات كوشانشاهان ( شا ) بوده و ابدا
هامش
( 1 ) - اولد پرشن 181 از كينت پروفيسور پوهنتون پنسلوانيا طبع امريكا 1953 م
( 2 ) - المسالك و الممالك 170 طبع ليدن 1306 ق
( 3 ) - همين كتاب ص 40
( 4 ) - آثار الباقيه ص 120 طبع ليبزيك 1876 م