تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
است و ميان روز يازدهم آتشها زنند بگوز و بادام ، و گرد بر گرد آن شراب خورند و لهو و شادى كنند . . . اما سبب نامش چنانست كه از او تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب . و نيز گفتند كه اندرين روز از فرزندان پدر نخستين ، صد تن تمام شدند . » « 1 » بارى رسم آتش‌افروزى شب جشن سده ، مربوط به روايات قديم آريائيان باخترى و داستان هوشنگ يا افريدون و ضحاك بود ، كه در دربارهاى شاهان ما بعد باقى ماند ، « 2 » و جشن سده كه در عربى سدق و سذق ( بفتحتين ) گويند مسلما تا عهد سلاجقه معمول بود ، حتى امام غزالى ( 450 / 505 ه ) در كيمياى سعادت گويد كه در بازارها براى سده بوق سفالين فروشند ، و اين شعار گبران است . و نيز ملكشاه سلجوقى در شب 18 ذى حجه 484 ه در بغداد جشن سده گرفت ، كه ابو القاسم مطرزى در ستايش آن برسم آتش‌افروزى هم اشاره كرده و گفت :
و كل نار من العشاق مضرمة * من نار قلبى او من ليلة السدق
( آتش دل من و آتش شب سده و هر آتشى كه مىافروزد اثر عشق است . ) عنصرى راست :
سده جشن ملوك نامدار است * ز افريدون و از جم يادگار است « 3 »
فردوسى ريشهء جشن سده را در روايات قديم چنين نشان ميدهد :
شب آمد برافروخت آتش بكوه * همان شاه و برگرد شاه آن گروه
يكى جشن كرد آنشب و باده خورد * سده نام آن جشن فرخنده كرد
ز هوشنگ ماند اين سده يادگار * بسى باد چون او دگر شهريار « 4 »

18 / مرد گيران :

در پنجم ماه اسفند ارمذ كه روز اسفند ارمذ است ، براى توافق نام ماه با روز ، جشن ميگرفتند كه بنام اسفندار مذ ملك موكل بر زن صالح پاكدامن نيكوكار شوى
هامش
( 1 ) - كتاب التفهيم 257 ( 2 ) - زين الاخبار 22 و آثار 226 ( 3 ) - حواشى علامه همايى بر كتاب التفهيم 259 ( 4 ) - شاهنامه 1 / 17
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 658 | عبد الحي حبيبى