چون اين تقويم در تخارى و سغدى رواج داشت و طوريكه گذشت اقليتهاى يهوديان نيز در شهرهاى خراسان بودند . پس روشن است كه مردم اين تقويم را مىشناختند ، و بقول البيرونى سال آن 354 روز به حساب قمرى و ماه اول هم نيسان بود ، كه ايام سرسبزى و تازگى اشجار و ازهار باشد « 1 » و همين شهرت نيسان ماه و سوابق آن در خراسان بود ، كه در ادبيات درى اوايل قرون اسلامى نيز جاى گرفت ، و آن را موسم شگفتگى و خرمى گفتند .
فرخى راست :
تا چون ز در باغ در ايدمه نيسان * از ديدن او تازه شود روى بساتين
( 296 ديوان )
و ازين قديمتر رودكى در قصيدهء معروف خود « مادرمى » گفته بود :
هم به خ ؟ ؟ ؟ اندر همىگذارد چونين * تا بگه نوبهار و نيمهء نيسان
3 / تقويم سيستانى :
البيرونى از احمد بن محمد مهندس سيستانى شنيده بود ، كه گذشتگان مردم سيستان ( قبل از استعمال تقويم عربى ) براى شهور خود نامهاى خاصى داشتند ، كه ابتداى سال آن از ماهى مقارن فروردين بود « 2 » و ازين برمىآيد كه سال سيستانيان هم شمسى بود ، و ما نامهاى شهور سيستان را در جدول مربوط خواهيم نوشت .
4 / تقويم خوارزمى و سغدى :
اين گاه شمارى نيز در قرون نخستين اسلامى در سغد شمال خراسان و خوارزم موجود بود ، كه ما نامهاى ماههاى آن را در جدول مربوط مىنويسيم . مردم خوارزم مبداء تاريخ خود را از ساختمان آن مىشمردند ، كه 980 سال قبل از اسكندر بود ، و بعد از ان چون در سنه ( 616 ) اسكندرى فرزند آفريغ خوارزم شاه ، كاخ و قلعهء فير را در يك سمت شهر خوارزم بنا نهاد ، آن را مبداء تاريخ خود
هامش
( 1 ) - آثار الباقيه 53
( 2 ) - همين كتاب 42