اما تخت شاهى بقول هيون تسنگ كلان و بلند بوده و با جواهر نفيس تزيين مىيافت ، كه آن را تخت شير
SIMHASANA
سمهاسنه ميگفتند ، روى تخت با پارچههاى خيلى گرانبها پوشيده مىشد ، و زير پايى آن هم مرصع بجواهر بود . « 1 »
رتبيلان زابل كه شارستان ايشان كوهك رخذ ( واقع بر كنار غربى ارغنداب ) بود ، تخت سيمين داشتند ، و چنانچه در فصل اول گفتيم : يعقوب ليث در سنه 249 ه 863 م رتبيل را در رخذ بكشت و خزانه و اموال و تخت سيمين او را در دو صد كشتى به سيستان حمل كرد « 2 » ( غالبا از راه مجراى ارغنداب و هلمند )
اما فرش عمومى مردم ( در مناطق گرم ) بوريا بوده كه طبقهء بزرگان و خاندان شاهى آن را بانواع مختلف مىآراستند . « 3 »
رفتار بدست چپ :
از خصايص شهرهاى هند و سمت شرقى كشور ما كه هيون تسنگ ديده و ضبط كرده است ، اينست كه باشندگان شهرها مكلف بودند كه در موقع رفتوآمد در جادها تا وقتى كه بخانههاى خود رسند ، به طرف دست چپ خود حركت كنند « 4 » ، و اين رويهايست كه در قوانين ترافيك جهان امروزى هم مراعات مىشود .
ضرب دهل و آتشافروزى :
ضرب دهل در جنگ براى مقاصد مختلف جنگى در بين خراسانيان رواج داشته « 5 » ، و يا هنگاميكه موكب شاهى بيرون مىآمد ، دهل را با آلات ديگر موسيقى و ترانها مىنواختند « 6 » ، كه اين عادت در قبايل افغانى تاكنون موجود است .
اگر ميخواستند كه مردم را براى مقاصد مهمه فراهم آورند ، در شب آن روز آتش عظيمى
هامش
( 1 ) - سى - يو - كى كتاب دوم 133
( 2 ) - تاريخ سيستان 208 ببعد
( 3 ) - سى - يو - كى كتاب دوم 133
( 4 ) - سى - يو - كى كتاب دوم 132
( 5 ) - طبرى 5 / 452
( 6 ) - سى - يو - كى كتاب دوم 135