تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
زاير ديگر چينى هوى - تچه - او كه در 109 ه 727 م از كابل به باميان رسيده گويد كه در كابل و ساير نقاط مربوطهء آن ، ريش و موى سر را مىتراشند ، و عادات ايشان با كمى اختلاف شبيه به عادات مردم كاپيسا ( كوهستان و كوهدامن حاليه ) است . « 1 » از روى تصاوير شاهان افغانستان كه بر مسكوكات ايشان باقيمانده ، قيافت مردم قرن 5 - 6 م افغانستان شرقى را چنين ميتوان نوشت : كه ريش و بروت تراشيده و گاهى هم بروتهاى دراز و چشمان ميشى و بينىهاى كشيده و ابروان كمانى و چهرهاى درشت و مويهاى غلو و گردن‌هاى بلند و جمجمه‌هاى مايل بكلانى داشته‌اند . در گوشهاى خود حتما گوشوارهاى در و گوهر و در گردن و شانه هم گردن‌بند و حمايل زرين و گوهرين مىانداختند ، و گاهى هم در مويهاى ريش خود مرواريد مىآويختند . در مواقعى كه هيون تسنگ در خاطرات خود راجع بقيافت ظاهرى مردم اين سرزمين چيزى ميگويد ، مردم لغمان را كوچك جثه ولى فعال ، و مردم ولايات شمال شرقى را داراى خشونت و درشتى و وضع عاميانه گويد .

تاج و تخت و فرش :

از مسكوكات شاهان افغانستان كه داراى تصاوير شاهى است برمىآيد ، كه تاج شاهى در وسط داراى دو شاخ كج براست و چپ بوده كه در بين آن يك كره ( گاهى با يك هلال تحت آن ) ديده مىشود ، كه در اطراف آن تزئينات ديگر الحاقى گلها و پرها و فيته‌هاى مرواريد و غيره موجود است ، و اين نوع تاج شاهى مربوط به دورهاى قبل از اسلام كوشانيان كوچك و كيداريان و هفتليان است ، كه بعد از ان در حدود قرن ششم ميلادى بر تاج شاهان كوشانى هفتلى و نپكيان گاهى بجاى شاخها و كره ، سر گاو شاخدارى رسم شده ، و بر تاج اجداد شاران غرستان يك هلال كه در بين آن گل سه شاخ است ، و بر تاج اسلاف شيرهاى باميان بالاى يك فيتهء مرواريد يا جواهر ، سه هلال كه در بين خود هر يكى ستاره دارد ديده مىشود . « 2 »
هامش
( 1 ) - تاريخ افغانستان 2 / 396 ( 2 ) - تاريخ افغانستان جلد 2 صفحات متعدد
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 619 | عبد الحي حبيبى