خراسان در دورهء امويان و عباسيان از چنين ولايات بود ، و اكثر واليانيكه از طرف امير عراق مقرر مىشدند ، در مرزهاى خراسان و ماوراء النهر و زابلستان و كابل به امر جهاد هم مىپرداختند .
دوم امارت استيلاء :
كه والى يا شخص مستولى يكى از ولايات را به زور ميگرفت و خليفه هم او را ناچار در همانجا والى ميگذاشت ، كه درينصورت آن شخص مستولى به استبداد و اختيار خود حكم ميراند ، ولى باز هم مسايل دينى به خليفه اختصاص داشتى كه از ان صرف نظر نكردى . « 1 »
در خراسان كه از مركز خلافت دور بود ، اكثر اميران ازين قسم بودند ، كه از انجمله عبد الرحمن بن محمد بن اشعث امير اموى خراسان از امر حجاج سركشيد ، و بر خراسان مستولى شد ، كه ما شرح آن را در فصل دوم اين كتاب دادهايم . و هكذا چون بو مسلم مروى در اوايل خلافت عباسيان بر خراسان مستولى گشت ، دربار بغداد ناچار او را درين سرزمين برسميت شناخت ، و بعد از ان هم دولت طاهريان پوشنگى به همين نهج در خراسان بوجود آمد ، ولى اين استيلاء نيز شروط آتى را داشت :
1 / حفظ منصب امامت و تدبير امور ملت در خلافت .
2 / اظهار اطاعت دينى به خلافت .
3 / اجتماع مردم بر تناصر مسلمانان در مقابل دشمنان .
4 / انفاذ احكام شرعى اسلامى .
5 / استيفاء اموال شرعى كه بر ذمت موديان نماند .
6 / حدود شرعى بايد كاملا و به حق تطبيق گردد .
7 / امير بايد در حفظ دين بكوشد . « 2 »
نيابت امارت :
يكى از خصايص ادارهء عصر امويان و عباسيان در خراسان و سرزمينهاى مربوطه
هامش
( 1 ) - احكام السلطانيه 33
( 2 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 / 111 و ماوردى 34