درينكه منصب كنارنگ در افغانستان يك منصب نظامى بود ، اشارهيى در شهريارنامه سراج الدين عثمان بن محمد مختارى غزنوى ( حدود 508 ه 1114 م ) موجود است ، كه شامل جنگهاى اخلاف رستم سيستانى و مربوط بسرزمين افغانستانست .
و نسخهء واحد خطى آن در موزه برتانيه موجود باشد . « 1 »
درين داستان منظوم كه يكنفر شاعر غزنه آن را در دربار غزنه سروده ، داستانى از شاه هيتال ( هياطله ) موجود است ، كه در ان كلمهء كنارنگ به مفهوم يك منصب نظامى چنين آمده است :
كنارنگ هيتال با شش هزار * بيامد برامد غوگير و دار
چو از پيش برخاست بانگ و غريو * بجنبيد از جا سپهدار نيو
شب تار و آواى رويينه خم * بتن زهرهء شير گرديده گم
كنارنگ غريد مانند ديو * گرفته ره گرد فرخنده نيو « 2 »
تا عصر غوريان قلعهيى بنام حصار كنارنگ بين غزنه و باميان واقع بود « 3 » ، كه از بودن اين نام تا حدود 600 ه 1203 م حكايه مينمايد . و اين كلمه در تاريخ ادارى خراسان داراى مقام مهم و خاصيست كه فرهنگنويسان آن را به ضمهء اول بمعنى مرزبان نوشتهاند « 4 » ولى چون در پهلوى
KANARANG
و در سريانى
QANARAQ
و در يونانى هم كنار گس به فتحهء اول بود ، و در اوستا و پهلوى كلمه كناره
KANARA
به فتحهء كافست ، بنابر ان تلفظ آن هم به فتحهء اول صحت خواهد داشت . زيرا در كتيبهء بغلان شكل تخارى آن كرل رنگ هم به فتحهء اول بوده است .
از فحواى كتيبهء بغلان ، اين نكته هم ثابت مىآيد ، كه كنارنگ از طرف پادشاه ( در درى تخارى : خوديوگ ) تقرر مىيافت ، و درين كتيبه نوكو نزوك با نام خود « كنارنگ از طرف خود يوگ » نوشته است .
هامش
( 1 ) - فهرست ريو 524 ببعد
( 2 ) - حماسهسرايى 315 بنقل از يك نسخه خطى شهريارنامه
( 3 ) - طبقات ناصرى 1 / 461
( 4 ) - فرهنگ شاهنامه 223 طبع تهران 1320 ش