در قرون نخستين اسلامى ، صنعت شكرسازى ، در اراضى جنوب خراسان يعنى مكران و طوران رواج تمام داشت . زيرا آب و هواى گرم اين مناطق ، براى پرورش نيشكر مساعد بود ، جغرافيون عرب در پيداوار صنعتى اين سرزمين از فانيذ و تجارت آن ذكرها دارند ، و اين نوعى از شكر سپيد بود ، كه اكنون آن را « مسرى » گويند .
اصطخرى در شهرهاى طوران نام روستاى جدران ( ابن حوقل : خرذان ) را مىبرد ، كه از آنجا فانيذ برده مىشد . و همچنان بلاد ماسكان و قصدار فانيذ فراوان داشت ، كه آن را به كشورهاى ديگر مىبردند « 1 » ، اگرچه شكر سپيد دانهدار ماسكان مشهور بود ، ولى پسانتر فانيذ طوران از ان خوبتر شد ، و شكر ماسكان بدرجهء دوم قرار گرفت . « 2 »
آسياهاى بادى :
آسياهاى بادى تاكنون هم در هرات و سيستان موجود است . چون درين نواحى يك فصل كامل سال ، جريان باد بحديست كه چرخهاى متوسط را به حركت آورده ميتواند ، بنابرين مردم ازين جريان موسمىء رياح استفاده ميكنند ، و اين آسياهاى بادى از مصنوعات خاص خراسان و سيستانست .
هنگاميكه اعراب فاتح به اين سرزمين رسيدند ، يگانه چيزى كه مايهء تعجب ايشان گرديد ، همين آسياهاى بادى و بقول خودشان طواحين الرياح بود ، كه هر يكى از جغرافيانوايسان عربى ذكرى از ان دارد .
اصطخرى . گويد : كه در سيستان بادهاى شديد دوام مىكند ، تا جاييكه ايشان آسياها را براى آن نصب كردهاند ، كه بوسيلهء هوادوران مىكند ، « 3 » كه همين مطلب را ابن حوقل نيز نوشته است . « 4 » و البشارى طواحين الرياح را يكى از عجايب سيستان
هامش
( 1 ) - اصطخرى 177 و صورة الارض 325
( 2 ) - احسن التقاسيم 181
( 3 ) - مسالك الممالك 242
( 4 ) - صورة الارض 415