سرزمين را بنام پو - لا - سى ( پارس ) ناميده است ، كه وادى ارغنداب و قندهار كنونى هم در ان شامل بود . زيرا بقول هيون تسنگ كشكول بودا در قصر پادشاه اين مملكت موجود بود ، كه همين ظرف سنگين در شهر كهنهء غربى قندهار كنونى افتاده بود ، و در سنه 1305 ش بموزهء كابل انتقال داده شد .
بقول هيون تسنگ ، هواى اين كشور عموما گرم و واديهاى آن وسيع است ، و مردم براى آبيارى كشتها آب را بالا ميكشند ( ظاهرا سيستم كاريز ) و ثروتمند و توانگراند . طلا و نقره و مس و بلور معدنى و مرواريد ، و ديگر اشياى گرانبها در ان پيدا مىشود ، در منسوجات زربفت و ابريشمين و پشمى و بافتن قالين ماهراند .
اسپهاى نژاد عالى شين « 1 » و شتر دارند ، چيزهايى كه در فنون نفيسه ميسازند ، در كشورهاى همجوار از ان خيلى قدر ميكنند ، مردم اينجا عباى پوست ( پوستين ) پشم و نمد ( كوسى ) و لباس ابريشمين مصور مىپوشند . « 2 »
غزنه :
پايتخت تسو - كو - چا ( اراكوزيا ) هو - سى - نه ( غزنه ) است ، كه واديهاى آن براى كشاورزى مساعد است ، و گندم زمستانى فراوان دارد ، بته و درخت و اقسام گل و ميوهء آن هم زياد است . يوكين ( زردچوبه ) و هنگ هم در ان ميرويد ، سرزمين ديگر اين كشور هو - سا - لو ( غالبا هزاره ) است ، كه از چشمهسار آن بهر طرف آبها رود ، كه در زراعت اطراف به كار آيد « 3 »
در سرزمينهاى ديگر انتا - پو - لو ( اندراب ) داراى زراعت منظم و گل و ميوه است ، و خوست و قندوز نيز محصولات كشاورزى و غله و درخت فراوان دارد ، و خاك زرخيز تخار ، براى هر نوع غله مساعد است . گندم زمستانى و هر نوع گياه و ميوههاى مختلف دران موجود است . مردم البسهء پشمى و نمدى و پوستى ميپوشند ، و در بدخشان و شغنان نيز انواع گندم و لوبيا و انگور و ناك و اقسام آلو فراوانست ، و پامير و بلور
هامش
( 1 ) - در فصل اول و قسمت سوريان غور بنام شن اسپ رجوع كنيد .
( 2 ) - سى - يو - كى 465
( 3 ) - همين كتاب 470