زمينهاى زراعتى را هم براى بهرهبردارى داشتند ، و دولت علاوه بر خراج اراضى ، ماليات كوچك ديگر از قبيل حق العبور بر پلها و درياها و جادها گرفتى ، و از سوداگران نيز در خرجگيريها مالياتى ستدندى . « 1 »
بارى رسم خراج و ماليه ستانى در افغانستان از عصور قبل الاسلام هم رواج داشت ، ولى مقدار مجموع اين ماليات را تعيين كرده نميتوانيم ، اما ازينكه طبرى گويد : كه بهرام پنجم پادشاه ساسانى ( 420 / 439 م ) هنگام جلوس خويش هفتاد مليون درم ( - تخمينا 350 مليون افغانى ) بقاياى ماليات ذمگى رعايا را بخشيده بود « 2 » ، مقدار حقيقى ماليات را حدس توان زد .
دولت اسلامى امويان ، رسوم جهاندارى و وضع دفتر و ديوان ماليات و غيره را از سوابق و لواحق خويش اقتباس كرد ، كه از انجمله كلمه خراگ پهلوى را به خراج معرب تبديل كردند ، و اين كلمه در پهلوى هم از آرامى آمده بود ، كه در سفر تلمود تورات خرگا به فتحتين بمعنى ماليهء سرانه يا شخصى موجود است . پس تازيان در نصف اول قرن هشتم ميلادى كلمه گزيت آرامى و پهلوى را به جزيه معرب ساخته و آن را بر ماليهء سرانهء شخصى اطلاق كردند ، و خرگا را خراج گردانيدند ، كه مقصد از ان ماليهء زمينى باشد . « 3 »
بقول ماوردى در فقه اسلامى زمين بر چهار قسم است :
1 / احياء موات : يعنى زمينى كه مسلمانان كاشتن و احياء آن را بر عهده دارند ، و از ان عشر ( يكدهم ) را بدولت دهند .
2 / زمينى كه مالكان آن مسلمان شده باشند ، و اين هم زمين عشر است .
3 / زمينى كه مسلمانان آن را قهرا گرفته و به غنيمت برده باشند ، كه ازين هم عشر دهند .
هامش
( 1 ) - در سنه 562 م بين نوشيروان و قيصر روم صلح نامهيى منعقد شد ، و در ماده سوم آن تصريحست كه تاجران ايران و روم اموال تجارت را بگمركها برده و بعد از تاديهء حقوق گمركى مىفروشند ( ساسانيان 161 )
( 2 ) - ساسانيان 160 به حوالت طبرى .
( 3 ) - همين كتاب 159 به حوالت ترجمه طبرى نولد كه 1 / 241 و سلطنت عرب از ولها وزن 173