اين وضع ماليه دهى در تحت رژيم ساسانى و شاهان محلى در غرب افغانستان بود ، اكنون به ولايات شرقى آنكه در اوائل حلول اسلام ، كاملا در تحت ادارهء شاهان و ملوك بومى زيستندى توجه ميكنيم :
در سابق گفتيم كه رتبيلان و ديگر فرمانروايان بومى شرق افغانستان بارها مليونها درهم را بطورى حق الصلح به لشكركشان اسلامى پرداختهاند ، و ازين برمىآيد كه خزائن معمور و مملو از نقود داشتهاند .
هيون تسنگ زائر چينى كه در اواخر سال 630 م - 9 ه از كاپيسى شمال كابل به لغمان و ننگرهار و گندهارا يعنى اراضى مجاور هند گذشته بود دربارهء اوضاع ادارى و ماليات اين سرزمين گويد :
« درينجا كار جبرى نيست ، ماليات هم به مقدار كم گرفته مىشود ، و خدماتى كه مردم عند اللزوم انجام دهند نيز معتدلانه است .
كليه مردم براى اعاشهء خويش زراعت كنند . و كسانى كه املاك شاهى را زرع نمايند ، شش يك محصول زمين را خراج دهند .
سوداگران براى تجارت همواره رفتوآمد دارند ، ماليات بسيار اندك از پلها و درياها و خرجگيريها و جادها گرفته مىشود . براى انجام كارهاى دولتى ، مردم را حشر ميكنند ، و به تناسب مقدار كار اجرت معقولى دهند .
حكام و وزيران و قاضيان و كارداران دولتى ، زمينهاى خاصى براى تأمين معيشت دارند . » « 1 »
ازين تشريحات مغتنم هيون تسنگ روشن مىآيد ، كه مردم حق تملك اراضى را داشته و حصهء اعظم زمين در ملكيت مردم بود ، و يك حصهء زمين كشاورزى به تاج و تخت تعلق داشت ، كه كاشتكاران يك سدس را از توليدات آن بدولت پرداختندى ، و نيز مامورين دولت علاوه بر مدد معاش نقدى ،
هامش
( 1 ) - سى - يو - كى كتاب دوم عنوان 16