عباسى همواره به خراسان توجه داشتندى و گفتندى : « عراق تنها براى مال است ، در حالى كه خراسان هم مال و هم رجال دارد . » « 1 »
خراج و ماليات
چنانچه گفتيم فاتحان اسلامى در خراسان با ملوك و فرماندهان بومى بگرفتن مبالغ نقدى معين صلح نمودى ، و گاهى هم با قبول خراج سالانهء نقدى و جنسى از قبيل غلام و اسپ و ستور و غيره ، ايشان را از جنگ و حملهء خود فارغ كردى .
اين مبالغى كه سالانه از فرماندهان بومى گرفته مىشد ، به قوت و نيروى حكمرانان عربى وابسته بود . بدين معنى : كه اگر حكمران عرب نيرومند بودى و ياراى سركوبى فرماندهان بومى را داشتى ، ايشان براى نجات خود از حملهء لشكر عرب ، حق السكوتى را همواره فرستادندى ، و الا باصطلاح مورخان « ممتنع » بودندى . « 2 »
اما در عصر امويان و عباسيان ، خراسان و شهرهاى اربعهء آن : نشابور - مرو - هرات - بلخ مراكز و قرارگاههاى قواى عربى گرديد ، و حكومتهاى حسابى كه داراى ديوان و دفتر و محاسبه و تشكيلاتى بوده ، درين سرزمين در تحت سيطرهء تازيان تأسيس يافت .
گويند كه عمال امويان ، در اخذ و جلب خراج ، همواره با مردم سختى و بىراهى مينمودند و به عنف و زور اضافه ستانى ميكردند ، بنابر ان مردم بريشان مىشوريدند ، و كار كشاورزى و آبادى زمين بازمىماند ، و اكثر زمينهاى كشاورزى باير و مخروب بود . « 3 »
بهر صورت مركز مالى دولت اسلامى اموى « بيت المال » بود ، كه آن را با وزارت ماليه عصر حاضر تطبيق كرده ميتوانيم ، و كسى كه بر بيت المال مشرف و مامور بود ، مقام وزير ماليه كنونى را داشت ، و بيت المال از منابع آتى معمور بود :
هامش
( 1 ) - تاريخ تمدن اسلامى 2 / 80
( 2 ) - رجوع كنيد به فصل اول و احوال رتبيلان .
( 3 ) - تاريخ تمدن اسلامى 2 / 76 به حوالت الفخرى .