داد . و چهارم آذربايجان اصبهبد و ناحيت شمال او را داد » « 1 »
بعد ازين دربارهء خراسان گويد :
« و ( اردشير ) مر خراسان را چهار مرزبان كرد :
يكى مرزبان مرو شايگان . و دوم مرزبان بلخ و طخارستان و سيوم مرزبان ماوراء النهر . و چهارم مرزبان هرات و پوشنگ و بادغيس « 2 » »
هرتسفلد در شرح كتيبهء پايكلى ( ص 37 ) حدود خراسان دورهء ساسانى را چنين تحديد مىكند :
« از حدود رى ( تهران كنونى ) در سلسلهء جبال البرز بگوشهء جنوبى شرقى بحيرهء خزر خطى را كشيده و آن را به لطفآباد برسانيد ، و از انجا از تجند و مرو گذارنيده به كركى و جيحون وصل كنيد ، و بعد از ان همين خط را از كوه حصار به پامير و از انجا به بدخشان پيوست كنيد ، كه از بدخشان با سلسلهء كوه هندوكش به هرات و قهستان و ترشيز و جنوب خواف برسد ، و واپس به حدود رى وصل گردد . » « 3 »
دربارهء اينكه كلمهء خراسان بر همين سرزمين افغانستان در ازمنهء قبل الاسلام هم اطلاق شده و شامل تمام اين سرزمين بود ، اسنادى موجود است ، كه در مسكوكات هفتليان اين پادشاهان را « خراسان خواتاو » يعنى « خراسان خداى » نوشتهاند ، و بازهم در يكى از مسكوكات زبان پهلوى « تگين خراسان شاه » ديده مىشود ، كه بر رخ ديگر همين سكه هيكل نيم تنهء مونث موجود است ، كه به دور رخش هالهء نور منقوش است ، و شايد كه اين سمبول خاص فرهء خراسان بود ، و عين همين شكل
هامش
( 1 ) - زين الاخبار گرديزى ورق 22 خطى
( 2 ) - زين الاخبار خطى ورق 53 ب
( 3 ) - ايران در عصر ساسانيان از كريستن سين ترجمهء اردو 179