مىگفت و در سال 154 هجرى در جنگهاى پوشنج « 1 » درگذشت ، و بعد ازو پسرش امير ناصر مملكت را ضبط كرد و خداوند اراضى غور و سور و بست و زمينداور گرديد » « 2 »
از روى اين سند تاريخى دو نفر امير كرور و پسرش امير ناصر را مىشناسيم كه در مآخذ ديگر ذكرى ازيشان نيست ، و موخر الذكر در حدود 160 ه بر غور و اطراف بست و زمينداور حكم رانده است و حماسهء پدرش امير كرور شعريست به پنبتوى قديم كه حاكى از مقام گوينده و جهانگيرى و دلاورى و حماست اوست و كلماتى دارد كه اكنون در زبان پنبتو مستعمل نيست « 3 »
منهاج سراج جوزجانى بعد از امير پولاد ( حدود 130 ه ) تا عهد هارون الرشيد حدود 170 ه - 786 م ذكرى از فرماندهان اين دودمان ندارد ، و اين خلاى چهل سالانه را روايت تاريخ سورى پر مىكند .
اما منهاج سراج امير ديگران اين خاندان را بنجى بن نهاران شنسبى يكى از كبار ملوك غور مىنويسد ، كه با يكنفر امير معاصر غورى شيش بن بهرام بدربار هارون الرشيد رفت ، و امير بنجى بلقب قسيم امير المومنين بامارت غور و امير شيش به پهلوانى لشكر شناخته شد ، و سلاطين ما بعد غور از نسل اين امير بنجىاند كه سلسلهء نسبش به همان ضحاك ميرسد ، وى بقول منهاج سراج امير خوبروى گزيده اخلاق و به همه اوصاف ستوده موصوف بود ، و از حضرت هارون الرشيد عهد و لوا آورد ، چنانچه سلاطين غور به همان لقب قسيم امير المومنين تا خروج مغل در غور و هند بودند ، و دودمان سپه سالاران معروف سلطنت غوريان از نژاد همان شيش بن بهراماند .
هامش
( 1 ) - پسوشنج : معرب پوشنگ و عبارت از غوريان كنونى غرب هراتست .
( 2 ) - پتمه خزانه 30 ببعد طبع كابل 1323 ش .
( 3 ) - شرح و تحليل ادبى و انتقادى آن ديده شود در تاريخ ادبيات پنبتو تاليف نويسنده 2 / 81 طبع كابل 1342 ش