در تاريخ سورى آوردهاند . كه اين امراء از قرنها در غور و بالشتان و بست بودند ، و از اولاد سوراند كه از نژاد سهاك بود .
امير پولاد در همان دعوت بهرهيى داشت ، كه ابو العباس سفاح با بنى اميه جنكيدى . و ابو مسلم « 1 » نيز معاون و مددگارش بود . محمد بن على بستى در تاريخ سورى چنين نگاشته است :
چون در دعوت عباسى امير كرور را پيروزيهاى فراوان دست داد ، پس بر سبيل افتخار ابياتى را سرود كه آن را و يارنه ( فخريه ) گويند و ابيات مذكور اينست كه شيخ كتمه عليه الرحمه از تاريخ سورى نقل كرده است :
« من شيرم ، بر روى زمين ، پهلوانترى از من نيست ، * در هند و سند ، و در تخار و كابل نيست
در زابل هم نيست - پهلوانترى از من نيست .
* * *
تيرهاى اراده و عزم من مانند برق بر دشمنان مىبارد * در جنگ و پيكار ميروم و مىتازم برگزيدندگان
و بر شكستخوردگان * پهلوانترى از من نيست .
* * *
فلك با افتخار بر خود ظفرهاى من مىچرخد ، * سم اسپ من زمين را ميلرزاند و كوهها را زير و زبر مىسازم
كشورها را ويران مىكنم - پهلوانترى از من نيست .
پاورقی
( 1 ) - عبد الرحمن بن مسلم مروزى خراسانى در تأسيس خلافت آل عباس دستى قوى داشت ، و از بزرگان خراسانست كه در 137 ه منصور خليفه عباسى او را كشت ، دربارهء نهضت وى به فصل سوم اين كتاب رجوع شود .