گفت ، كه دودمانى از سورياناند .
مورخ مذكور به حوالهء منتخب تاريخ ناصرى « 1 » سور و سام را دو برادر ضحاك افسانوى « 2 » شمارد ، كه سور مهتر بود ، و امارت داشت و سام كهتر سپه سالار بود ، و اعقاب و اخلاف ايشان در منديش غور قرنها پيش از اسلام امارت داشتند ، و شخص ديگرى از همين دودمان كه بسطام بن مهشاد نامداشت بر جبال شغنان و باميان و تخارستان حكم ميراند ( بسطام معرب گستهم - وستهم بمعنى پهلوانست )
منهاج سراج بحوالت نسبنامهء ملك الكلام فخر الدين مباركشاه كه باسم
هامش
( 1 ) - تاريخ ناصرى غالبا همان مجلدات ضخيم تاريخ بيهقى است كه بقول منهاج سراج يكى از اكابر غزنين در عهد سلطان معز الدين محمد سام ( حدود 600 ه ) آن را منتخب كرده است .
( 2 ) - اين نام در منابع پنبتو سهاك است ( پته خزانه بحوالهء تاريخ سورى ) - اژى دهاكه - دهاك - ضحاك معرب ، يا ازدهاق كه او را بيور اسپ ( داراى ده هزار اسپ ) هم گفتندى مادرش ورك ( ودك ) خواهر جمشيد بود ، و اعلام خراسانى مانند ضحاك ( حدود 400 ه ) اسم پدر عبد الحى گرديزى نويسندهء زين الاخبار و ضحاك شيبانى ( حدود 287 ه ) فقيهء ظاهرى ، و ضحاك شهرى نزديك باميان ، و سهاكا ( قبيلهء معروف آريايى قديم كه سكستان بنام ايشانست ) و سهاك ( صورت مفغن آن ) و سهاكزى ( نامهاى قبايل افغانى ) وانمود مىكند ، كه اين نام ريشهء قديمى در اعلام افغانستان دارد ، ( براى تفصيل رجوع كنيد به تعليقات من بر طبقات ناصرى 2 / 296 طبع كابل 1343 ش )
در داستانها و شاهنامههاى قديم كه دهقانان و راويان خراسانى ناقل آن بودند و فردوسى آن را در شاهنامهء خويش حفظ كرد ، ذكرى از شاهان كابلى كه اخلاف همين ضحاك داستانى بودند آمده ، كه در عصر منوچهر بن فريدون از دودمان پهلوانان زابلى زال پسر سام نريمان بكابل آمد و پادشاه كابل مهراب كابلى او را پذيرائى كرد :يكى پادشا بود مهراب نام * زبردست و با گنج و گسترده كامبه بالا بكردار آزاده سرو * برخ چون بهار و برفتن تذرودل بخردان داشت مغزردان * دو كتف يلان وهش موبدانهمىداد هر سال با سام ساو * كه با وى برزمش نبدايچ تاوز ضحاك تازى گهر داشتى * ز كابل همه بوم و برداشتىبقول فردوسى اين مهراب كابل خداى ( كلمهء خودى در كتيبه درى بغلان هم براى پادشاه استعمال شده ) از بطن سيندخت دخترى ماهروى بنام رودابه داشت ، كه زال زابل خداى او را بزنى گرفت و مادر رستم باشد ، و داستان معاشقهء زال و رودابه از جالبترين رومانهاى شاهنامهء فردوسى است .