هرات بود ، بنابر ان حمد اللّه مستوفى او را سورآبادى هروى گفته است . « 1 »
بارى سورى و سوريان قبايل و خاندانها و افرادى بودند ، كه در تواريخ عهد اسلامى خراسان از بسا رجال و مشاهير ايشان نام برده مىشود .
قديمترين شخصى را كه بحوالت مورخان عرب مىشناسيم ، ماهويه بن مافنا بن فيد مرزبان مرو است « 2 » كه نسبت او را مورخان سورى آوردهاند ، و ظاهرا از همين سوريان است كه ذكر وى در داستان نيزك در همين فصل گذشت .
ماهوى سورى يزدگرد آخرين پادشاه ساسانى را كه از لشكر عرب بمرو گريخته بود ، بوسيلهء آسيابانى در سنه 31 ه كشت « 3 » و بعد از ان در كوفه بحضور حضرت على رفت ، و نامهيى را از ان حضرت بنام دهاقين و اساوره و ده سالاران اين سرزمين گرفت تا جزيه و ماليات را به دو دهند . « 4 »
اين ماهويه ظاهرا مسلمان شده بود ، و بقول طبرى در سنه 36 ه بعد از جنگ جمل بحضور حضرت على رسيد و نامهيى بدين مضمون ستد :
« بسم اللّه الرحمن الرحيم ، سلام على من اتبع الهدى اما بعد فان ماهويه ابراز مرزبان مرو جاءنى و انى رضيت عنه و كتب سنه 36 . » « 5 »
از اسلاف يا اخلاف مستقيم اين ماهوى سورى خبرى نداريم ؛ اما فردوسى در ختم شاهنامه اين داستان را به تفصيل نظم مىكند ، و بر رواياتى احتوا دارد ، كه چهار قرن بعد از ماهوى در عصر فردوسى باقى مانده بود و نكات مهم آنچنين است :
يزدگرد در پيكار با تازيان شكست خورد و :
ز بغداد راه خراسان گرفت * همه رنجها بر دل آسان گرفت
هامش
( 1 ) - تاريخ گزيده 694 طبع تهران 1339 ش
( 2 ) - طبرى 3 / 344 ماركوارت در ايرانشهر 289 نام پدر ماهويه را ماه ناهيد خوانده و هيننگ فيد را به فيند لغت خوارزمى بمعنى دهقان نزديك ميداند ( تعليقات برويس و رامين از مينارسكى 427 ) .
( 3 ) - طبرى 3 / 348 فتوح البلدان 388 .
( 4 ) - فتوح 505 تاريخ يعقوبى 2 / 184
( 5 ) - طبرى 3 / 557