انندپال
البيرونى او را بعد از جيپال ، ما قبل آخر اين شاهان شمرده است ، و بقول تهوماس مسكوكات انندپال در پنجاب و حصص شمالى وادى گنگا در هند بسيار پيدا مىشود ، اما اين شخص جزاننگ پال دهلى خواهد بود ، كه يكنيم قرن بعد از عصر انندپال زيسته و العتبى موخر الذكر را اندپال گفته است « 1 »
انندپال پسر جيپال و حكمران لاهور بود ، و بعد از پدرش در حدود ( 393 ) بر تخت نشست ، و چون در بهار 396 ه از لشكر سلطان شكست خورده ، و به كشمير گريخته بود « 2 » بنابر ان راجگان همجوار را با خود متفق ساخته ، و لشكرى را به قيادت پسر خود برهمن پال بسوى پشاور فرستاد ، و سلطان محمود در سنه 399 ه در ويهند ايشان را شكست داد ، و انندپال اندكى بعد ازين درگذشت ، و پسرش تريلو چنپال بجايش نشست « 3 »
قرار نوشتهء البيرونى كه متن آن در سابق گذشت ، انندپال شاه با مروت و مردانه سيرتى بود ، و نامهيى كه به سلطان محمود نوشته و مضمون آن را البيرونى نقل كرده حاكى از سيرت و شخصيت اوست .
در آخر نام انندپال نيز لاحقه ( پال ) يعنى پرورنده موجود است ، و انند در ادب پنبتو بمعنى عيش و سرور و نشاط است ، خوشحالخان راست :
خه به غم دمال و ملك ددين و دل كرم * چى لاستاله غمه روغ گرزم اننددى « 4 »
پس از روى اين تحليل ادبى ميتوان معنى انندپال را ( عيشپرور و سرورپرور ) دانست كه با نامهاى سلف و خلف خود در تركيب و معنى نزديكى مىرساند .
تريلوجنپال - تروجنپال
البيرونى او را ترو جنپال مىنويسد ، كه باختلاف املا در كتب ديگر تدن جيپال و
هامش
( 1 ) - هوديوالا 2 / 427
( 2 ) - تاريخ يمينى 212 فرشته 25 و گرديزى 67
( 3 ) - سلطان محمود 96 بحواله البيرونى
( 4 ) - ديوان خوشحال خان 413