و آن را در زندگانى سلطان محمود و فصل غزنويان شرح خواهيم داد ، و همين جيپال بقول العتبى در اوايل سنه 393 ه خود را بسوخت و از جهان رفت « 1 »
جيپال بسبب پيكارهايش با غزنويان بين ادباى اين دوره شهرت داشت ، فرخى در مدح سلطان محمود قصيدهئى دارد و در ان گويد :
كيست آنكس كه سر از طاعت تو بازكشد * كه نه چون ايلك آيدسته و چون جيپال
( ديوان فرخى 214 )
و همين شاعر در قصيدهء ديگر مدحيه سلطان محمود جيپال و پسرش را چنين ذكر مىكند :
خلافت جدا كرد جيپاليانرا * زكتهاى زرين و شاهانه زيور
خلاف تو كرده است نندائيان را * بىآرام و بىهال « 2 » و بيخواب و بيخور
( ديوان فرخى 83 )
از جيپال و انندپال مسكوكى بدست نيامده ، ولى در بريكوت سوات در سنه 1897 م كتيبهيى به زبان سنسكريت و رسم الخط سردا
SARADA
كشف شد ، كه اكنون در موزهء لاهور موجود است ، درين كتيبه مطالبى از طرف جيپال خوانده مىشود ، كه ترجمهء آنچنين است :
« در شاهى حكمدار اعلى بزرگترين شاه از شاهان بزرگ ، و ملك بزرگ ، سرى جيه پاله ديوه » « 3 »
ازين كتيبه برمىآيد كه سوات در قلمرو شاهى جيپال داخل بود ، و اين شاه خود را بزرگتر شاهان و بمنزلهء امپراتور و شهنشاه مىشمرد .
در نامهاى اين شاهان لاحقه ( پال ) موجود است ، كه در نام رتپيل ( پيل ) است و چنانچه اشارت رفت پالل در پنبتو پروردن است ، كه در السنهء هندى نيز ريشه دارد ، و اگر بخواهيم اين نامه را تحليل كنيم پس جيه - زيى + پال است بمعنى پرورندهء قوم يا پرورنده زندگانى . و امكان دارد كه اين نام مقامى و محلى باشد .
هامش
( 1 ) - تاريخ يمينى 159
( 2 ) - هال بمعنى سكون و آرامش است .
( 3 ) - پتهانان 112