مىشده و مىشود كه عبارتند از : 1 - نخود ( نخودچى ) ، 2 - كشمش ، 3 - توت خشك ( كشتهء توت ) ، 4 - مغز پسته ، 5 - مغز بادام ، 6 - خرما ، 7 - نقل سفيد ، هرچند ممكن است تعداد آنها از " هفت " كمتر يا بيشتر باشد و بر آن " مغز داك " نيز بيفزايند .
اين نذر اختصاص به زنان و دختران دارد و اگر زنى يا دخترى حاجتى داشته باشد نذر مىكند كه پس از برآورده شدنش اين آجيل را تهيّه و تقسيم كند و يا براى برآورده شدن حاجتش به اين كار مبادرت ورزد .
بدينسان كه مقدارى از انواع آجيلهاى ياد شده تهيّه مىكند و چند تن از زنان و دختران خانواده و دوستانش را دعوت مىكند . وقتى كه همه جمع شدند آجيلها را روى سفرهاى در وسط اطاق مىريزد و همه دور آن مىنشينند يكى از حاضران ( يا زن ملّايى ) خواندن " شعر مشگل گشا " را آغاز مىكند و همه زير لب آن را تكرار مىكنند و بيت برگردان آن ( ترجيع ) را همه با هم بلند ادا مىكنند و هر وقت اين بيت را مىخوانند دست به زير و ميان آجيلها مىبرند و بالا مىآورند و آنها را برهم مىريزند تا خوب مخلوط و " متبرّك " شوند و ضمنا آجيلها را تميز مىكنند و اگر سيخ و پوستهاى در آنها بود جدا مىنمايند . « 1 » " شعر مشگلگشا " اينست :
دعاى مشكلگشا
شد به گوش دلم ز غيب ندا * كه بيا يك زمان به جانب ما
درد خود كن هميشه از سر صدق * اين دعا را تو در صباح و مسا
مشكلى دارم از براى خدا * يا على مشكل مرا بگشا
يا على بهر خالق اكبر * يا على از براى پيغمبر
پس از آن يا على به حرمت خويش * كه به سويم بكن ز لطف نظر
مشكلى دارم از براى خدا * يا على مشكل مرا بگشا
يا على بهر حضرت " زهرا " * به جگر گوشگان آل عبا
به طفيل " حسن " امام زمن * به " حسين " آن خلاصهء شهدا
هامش
( 1 ) . به نوشتهء آقاى شكورزاده در " خراسان " هنگام تميز كردن آجيلها قصّهء " پيرمرد خاركن " را مىخوانند . نك : ص 68 :
همچنين آقاى جعفر شهرى نيز اين رسم را در تهران معمول دانسته است . نك : " طهران قديم " جلد اوّل . چاپ اوّل . ص 141 .