جامه جا مىدادند . اين رسم متروك نشده است .
6 - 4 - خواندن و نوشتن " ان يكاد " :
مهمترين و معتبرترين چارهء " چشمزخم " خواندن و نوشتن آيهء مباركهء " ان يكاد " « 1 » بود . هر وقت كسى با آدم شورچشمى روبرو مىشد و يا سخنى از كسى مىشنيد كه از آن بوى خيرى استشمام نمىكرد اين آيهء شريفه را بلند يا زير لب قرائت مىكرد و يا در دلش آن را مرور مىنمود . « 2 » بعلاوه آيهء كامل " ان يكاد " را با خطّها و شيوههاى گوناگون بر كاغذ و فلز و فرش و . . . مىنوشتند و يا حك مىنمودند و يا مىبافتند و قاب مىگرفتند و به عنوان يك " تابلوى " زينتى در اطاقها - بويژه در اطاقهاى پذيرايى - مىگذاشتند و يا روى كاشىهاى رنگى مىنوشتند و آن را بر سردر ورودى خانهها نصب مىنمودند . استفاده از " ان يكاد " براى اين منظور اكنون هم بسيار متداول است .
7 - 4 - خواندن " چهارقل " :
براى مقابله با " چشمزخم " چهار سورهء مبارك قرآن كريم را كه با كلمهء " قل " آغاز مىشود و آنها را " چهارقل " ( چارقل
car qol
) مىنامند مىخواندند و به دور خود يا شخص مورد نظر خويش " فوت " ( كوف
kuf
) مىكردند . « 3 »
8 - 4 - سخنان ضدّ چشمزخم :
مسيل شمالى بيرجند يعنى " رود " در مواقعى كه خشك بود - يعنى بيشتر ايّام سال - بارانداز عمومى شهر بود و ساربانان و " اشترداران " بارهايى را كه براى فروش به شهر مىآوردند در اين مكان پياده و براى فروش عرضه مىكردند مانند هيزم ( كنده ) ، زغال ، نمك و . . . يكى از اشيايى كه به نظر مردم براى دفع چشمزخم خيلى مؤثّر بود و هست " نمك " مىباشد . هنگامى كه كسى زياد از چيزى تعريف مىكرد شنونده براى دفع اثر گفته و چشم او مىگفت : تو رود نمك
هامش
( 1 ) .وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ .( آيات 51 و 52 سورهء قلم ( 68 ) .
( 2 ) .گردون و " ان يكاد " همى خواند و " قل اعوذ " * از بهر " چشمزخ " كه نهاش نام و نه نشان" كمال الدين اسماعيل "حضور خلوت انس است و دوستان جمعند * و " ان يكاد " بخوانيد و در فراز كنيد" حافظ "
( 3 ) . " چهارقل " عبارتند از سورههاى " قل يا ايّها الكافرون " ( سوره كافرون 109 ) ، " قل هو اللّه احد ( اخلاص 112 ) ، قل اعوذ بربّ الفلق " ( فلق 113 ) و " قل اعوذ بربّ النّاس " ( ناس 114 ) .