فصل ده شيرينىها - آجيلها - قاووتها ( سفوفها )
1 - شيرينىها :
شيرينىهايى كه در دورهء سخن ما در بيرجند شناخته و تهيّه و مصرف آنها معمول بود اكثر همان شيرينىهايى هستند كه در بيشتر نقاط ايران از ديرباز تهيّه و مصرف مىشده و اكنون نيز مىشوند و در حقيقت « شيرينىهاى ايرانى » هستند . اين شيرينىها چون براى همگان شناخته مىباشند نيازى به شرح ندارند ، از اينرو تنها به ذكر نامهاى آنها بسنده مىشود و فقط اگر تلفّظ گويشى نامى با تلفّظ فارسى آن تفاوت داشته باشد آن را در ميان ( دو كمان ) در مقابل همان نام مىآوريم و يا اگر توضيحى ضرورت داشت در پانويس مىنويسيم ، اين شيرينىها عبارتند از :
آبنبات ، بادام سوخته ( بادم سوخته
badom suxte
) . باقلوا ( بقلاوه
baqlave
) . باميه ( باميه
bamiye
) . پادرازى ( پاترازو « 1 »
paterazu
) ، پفّك ، پشمك ، توت ، حاجبادام ( هاجىبادم
hajibadom
) . حلوا « 2 » . رشتهبهرشته . زلوبيا / زولبيا . ساق عروس . سوهان عسلى ( سهن اسلى
sohon asali
) . قطاب . كلوچه ( كليچّه
kolicce
) . گوشفيل . لوز . نافعروس . نان بادامى ( نن بادمى
non badomi
) . نان برنجى ( نن برنجى
non berenji
) . نان پنجره ( ننپنجره
non panjere
) . نان كشمشى ( ننكشمشى
non kesmesi
) . نان كيك ( كماج كيك
komace keyk
) نان گردويى ( ننجوزى
non jowzi
) . نان مربّايى ( ننمربّايى
non morabbayi
) . نان نخودى
هامش
( 1 ) . اين نام « پادرازوpaderazu» هم فراگو مىشود .
( 2 ) . حلوا ( هلواhalva) را از تخممرغ و شكر و يا شيرهء انگور و نيز شيرهء توت تهيّه مىكردند و مىكنند . به نوع شكرى آن كه همانند « گز » است مغز پسته يا مغز بادام مىافزايند و به انواعى كه از شيرهء ( توت يا انگور ) درست مىكنند مغز گردو ( جوزjowz) و يا كنجد ( كنجتkonjet) و يا شاهدانه ( كنوkenow) بوداده اضافه مىنمايند و آنها را به ترتيب « جوزى » ، « كنجتى » و « كنويى » مىنامند .