2 - 6 - كماج روغنى / قلفى ( كماچ راقنى / قلفى
komace roqani / qalefi
) :
خمير كماج را با اندكى روغن و زعفران و برخى ادويه و گاه زيره مىآميختند و ورز مىدادند و آن را بهصورت يك قرص يا گردهء نسبتا كلفت درمىآوردند و گاه خرما و مغز گردو نيز در درون گرده فرومىبردند آنگاه اين قرص را در يك ديگ مسى كه درون و ديوارههاى آن را با روغن چرب مىكردند و به آن « قلف
qalef
» مىگفتند روى آتش نيمسوخته بار مىگذاشتند و روى در ديگ هم آتش نيمسوخته مىريختند و مىگذاشتند تا كماج بپزد . اين كماج اعيانى و تشريفاتى بود . معمولا روى كماج را با لبهء قاشق نقش مىانداختند .
7 - تافتان / تافتون ( تفتا [ ن ]
tafto [ n ]
) :
واژهء « تافتان » يا تافتون » در گويش بيرجند « تفتا [ ن ]
tafto [ n ]
» فراگو مىشود و به نوعى نان اطلاق مىگردد كه با تافتان يا تافتون رسمى تفاوت دارد . « تفتا [ ن ] » در بيرجند به نوعى نان گفته مىشد كه از پتير كلفتتر و از كماج نازكتر است و خمير آن را با شير و روغن و آب تهيّه مىكنند و مىكردند و روى آن را با « پيسه » منقّش مىنمودند و با شير و زعفران رنگين و معطّر مىكردند . اين نوع نان ويژهء صبحانه يا افطار بود و جنبهء تشريفاتى داشت و آن را در تنور با گرماى متعارف مىپختند .
8 - تابهاى ( تابى
tabey
) :
اين نام به نوعى نان روغن جوش اطلاق مىشد . خمير اين نان با خمير ساده فرقى نداشت ولى آن را در يك تابه يا در ديگ مسى مىپختند ، بدينصورت كه مقدارى روغن در تابه آب و داغ مىكردند و خمير را نازك نموده داخل روغن مىانداختند و بعد آن را برمىگرداندند كه هر دو طرف آن در روغن مىپخت بعد مقدارى شكر و يا خاكهقند كوبيده روى آن مىريختند . اين نوع نان را بيشتر در شبهاى برات مىپختند و تقسيم مىكردند و چون آن را در روغن مىجوشاندند به آن « روغنجوشى » ( راقهجوشى
roqe jusi
) هم مىگفتند .
9 - جوين ( جوى [ ن ]
javi [ n ]
) :
اين نان چنانكه از نام آن پيداست از آرد جو تهيّه مىشد و آن را بهصورت قرص ( گرد ) و در تنور مىپختند . اين نان را بيشتر روستاييان مصرف مىكردند .
10 - گاورسى ( گاورسى
gavarsi
) :
به نانى گفته مىشد كه از آرد « گاورس » ( ارزن ) مىپختند . اين نان را نيز بيشتر روستاييان