پيش از نوروز آبش خشكيده باشد .
يادداشت 1 - زمان كشت گندم را « گندمكار » و هنگام درو آن را « گندم درو » مىخوانند .
يادداشت 2 - گندم ديم بيرجند و روستاهاى آن از دو نوع ديگر مرغوبتر است .
2 - 1 - جو :
در بيرجند و روستاهاى آن سه نوع « جو » كشت و برداشت مىشود :
1 - 2 - 1 - جوى زينه ( جوّزينه
jowzine
) : « زينه » كه گاهى « زينى » هم فراگو مىشود به محصول شتوى و زمستانى اطلاق مىگردد .
جوى زينه به نوعى جو گفته مىشود كه آن را در برج قوس ( آذر ) مىكارند و از هفتادم نوروز به بعد درو مىكنند . جوى زينه بهترين انواع جو است و مصرف غذايى دارد و بيشتر براى تهيّهء نوعى نان كه به آن « جوى [ ن ]
javi [ n ]
» مىگويند مصرف مىشود .
2 - 2 - 1 - جوى واره ( جوّواره
jowvare
) : يكى از معانى « واره » ( واره
vare
) « فصل و موسم » است . جوى واره به نوعى جو گفته مىشود كه تا وقت و فصل و موسم كشت جو سپرى نشده كاشته شود . اين جو را معمولا در چلّهء زمستان و نيمهء دوم برج دلو ( بهمن ) مىكارند و از هفتادم نوروز به بعد درو مىنمايند .
جوى واره مانند جوى زينه مصرف غذايى دارد و از آن نان تهيّه مىكنند ولى به خوبى آن جو نيست .
3 - 2 - 1 - جوى ولگار ( جوّ ولگار
jow velgar
) : « ولگار » در گويش بيرجند به محصول پاييزى ( خريفى ) گفته مىشود . جوى ولگار جويى است كه در اواخر چلّهء كوچك تابستان - برج اسد ( مرداد ) كاشته مىشود و در اواخر پاييز درو مىگردد . اين جو مرغوب نيست و بيشتر آن را براى خوراك ستوران و دامها مصرف مىكنند و به آن جوى ترش ( جوّ ترش
jow toros
) هم مىگويند .
يادداشت - زمان كاشتن جو را « جوكار » و وقت دروى آن را « جو درو » مىگويند .
3 - 1 - گاورس :
گاورس در فارسى به معنى نوعى « ارزن » كمارزش است كه معمولا به مصرف خوراك