فصل سه تقويم كشت و كار
مبناى تقويم و گاهشمارى كشاورزى در بيرجند از ديرباز - مانند ساير نقاط ايران - سال خورشيدى بوده است و مىباشد كه به چهار فصل ( بهار ، تابستان ، پاييز / خزان ، زمستان ) و دوازده برج تقسيم مىشده و مىشود . اين برجها در تقويم كشاورزى بيرجند با نامهاى عربى خود شناخته هستند يعنى : حمل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سنبله ، ميزان ، عقرب ، قوس ، جدى ، دلو ، حوت و نه تنها در زمان پژوهش ما بلكه در اين زمان هم به همين اسامى معروفند و كمتر كسى نامهاى فارسى آنها را - در تقويم كشاورزى - بر زبان مىآورد . دو برج چهارم و پنجم در نيمهء نخستين و دو برج دهم و يازدهم سال در نيمهء دوم - مانند ساير نقاط ايران - « چلّه » ناميده مىشدهاند و مىشوند . اين دو چلّه كه اولى هنگام شدّت گرما و دومى موقع سورت سرماست و در حقيقت تابستان و زمستان واقعى هستند چلّهء تابستان يا چلّهء تموز « 1 » و چلّهء زمستان نام دارند .
هريك از اين دو « چلّه » به دو بخش نابرابر چهل روزه و بيست روزه تقسيم مىشود كه بخش چهلروزه را « چلّهء بزرگ » يا « كلان » ( كلا [ ن ]
kalo [ n ]
) و بيستروزه را « چلّهء خرد » مىنامند .
تقسيم سال خورشيدى به بخشها و قسمتهايى مانند فصل ، برج و چلّه اختصاص به بيرجند نداشته و ندارد و در سراسر ايرانزمين معمول بوده و هست ، تنها تفاوتى كه از نظر اقليمى در تقويم كشاورزى بيرجند ملاحظه مىشود اينست كه دهقانان - و به تبع آنان مردم - برج پايانى سال خورشيدى ( حوت - اسفند ) را جزء زمستان بهشمار نمىآورند و آن را طلايهدار و طليعهء بهار دانسته « ماه نوروز » مىنامند ؛ چون در اين ماه سرما كاهش مىيابد و « زهر آن مىشكند » ، زمين « نفس مىكشد » ، گياهان سر از خاك درمىآورند و بيابانها سبز و سبزتر مىشوند ،
هامش
( 1 ) . واژهء « تموز » در گويش بيرجند « تموسtamus» نيز فراگو مىشود .