تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
داشت . « شيخ محمّد » در كار خود بسيار جدّى و در امر آموزش كودكان بسيار سخت‌گير بود و بچه‌ها خيلى از او مىترسيدند . به همين جهت كودكانى كه در مكتب او درس مىخواندند خيلى زودتر و بهتر « قرآن‌خوان » مىشدند « 1 » . مكتب او در خانهء مسكونيش در پايين شهر در محلّهء « پاى قلعه » بود .

2 - 1 - 5 - مكتب شيخ پختيك‌چوش :

اين مكتب‌خانه هم در پايين شهر واقع بود و مدير و معلّم آن يك شيخ روستايى بود به نام شيخ « محمّد » كه بيشتر اوقات تكّه‌اى « پختيك » ( چغندر پختهء خشك‌شده ) در دهان داشت و آن را « مىچوشيد » ( مىمكيد ) و به اين جهت به « شيخ پختيك‌چوش » مشهور شده بود . اين « آخوند » مردى نرمخو و آسان‌گير بود به همين علّت بچّه‌ها در مكتب او زياد شيطنت مىكردند و گاهى شلوغ مىنمودند « 2 » .

3 - 1 - 5 - مكتب آخوند صلواتى :

نام اين « آخوند » كربلايى عبّاس بود و چون اغلب اوقات « صلوات » مىفرستاد به « آخوند صلواتى » مشهور شده بود . وى مردى وارسته و در امر آموزش قرآن ورزيده بود و شاگردانش نسبتا زود « قرآن‌خوان » مىشدند . مكتب‌خانهء او در نزديكى « چهاردرخت » قرار داشت كه محلّ سكونتش نيز بود .

4 - 1 - 5 - مكتب كربلايى غلام حسين سرچاهى :

« كربلايى ملّا غلامحسين » از مردم روستاى « سرچاه » بود از اينرو به « سرچاهى » اشتهار داشت . وى در خانه‌اش كه در كوچه « صاحب جمع » و در محلّهء « سر قبرستان غريبان » واقع بود مكتب‌خانه‌اى داشت بسيار بارونق . « ملّا غلامحسين » علاوه‌بر تعليم قرآن در تعليم خطّ هم استاد بود بدين دو جهت شاگرد زياد داشت و مكتب‌خانه‌اش مورد توجّه مردم به‌ويژه سرشناسان شهر بود و بيشتر نامداران و معاريف شهر فرزندان خود را براى آموزش قرآن و خطّ نزد او مىفرستادند .
هامش
( 1 ) . گويى اين « شيخ » گفته شيخ اجل سعدى شيرازى را كار مىبست كه فرموده است :استاد معلّم چو بود كم‌آزار * خرسك بازند كودكان در بازار( 2 ) . اين مكتب به خانهء ما نسبتا نزديك بود و من خواندن و قرائت قرآن مجيد را در كودكى - در تابستان‌ها كه دبستان تعطيل بود - در همين مكتب آموخته‌ام .
بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 244 | جمال رضايى