* - صمدى . حاجى ملّا محمّد على و پسر ( حاجى مهدى صمدى ) .
* - فرزانه . حاجى آقا رضا .
* - فرهنگ . آقا ميرزا حسن ( كرمانى ) و پسران ( محمّد على و اكبر آقا فرهنگ ) .
* - كريمزاده . حاجى محمّد رضا .
* - محسنزاده . احمد .
* - ملك . حاجى محمّد حسين .
* - ناصرى . حاجى آقا محمّد .
* - يزدى . حاجى غلامرضا . « 1 »
5 - 2 - صنعتگران و پيشهوران :
صنعتگران و پيشهوران طبقهاى خاص بودند كه گرچه همهء آنان با بازار ارتباط داشتند و در بازار كار مىكردند ولى بازرگان نبودند . اين طبقهء بزرگ به تناسب صنعت و يا پيشهاى كه داشتند به اصناف مختلف تقسيم مىشدند ، هر صنف يك رئيس يا بزرگ داشت كه همهء اعضاى صنف او را قبول داشتند و نظر و رأى او را مىپذيرفتند و اجرا مىكردند ، رؤساى اصناف همه زير نظر « ملك التجّار » بودند و او رئيس و « ملك » تمام بازاريان بود .
هر صنف بازار ويژهاى داشتند كه بيشتر اعضاء آن صنف در همان بازار به كار و كسب اشتغال داشتند . « 2 » اصناف صنعتگران و پيشهوران بيرجند در آن زمان عبارت بودند از :
آهنگران ، بزّازان ، پنبهفروشان « 3 » ، پوزاردوزان ، خرّازىفروشان ، خيّاطان ، داشگران ( سفالگران ) و كورهپزان ، دبّاغان ، رنگرزان ، سرّاجان ، عطّاران ( سقطفروشان ) ، قالىفروشان ، كفشدوزان « 4 » ، مسگران ، نجّاران ، كلاهمالان ( نمدمالان ) و . . .
6 - 2 - كشاورزان :
كشاورز را در بيرجند « بزگر » ( - برزگر ) مىنامند و هنوز تلفّظ گويشى واژه فراموش نشده
هامش
( 1 ) . چنان كه ملاحظه مىشود نامهاى برخى از اين بازرگانان در شمار ملّاكان آمده است . چون همانطور كه ياد شد برخى يا بسيارى از آنان به ملّاكى اشتغال داشتند . بعضى از بازرگانان و بازاريان - وقتى كه نيروى كار در آنها كاهش مىيافت - سرمايههاى خود را در « ملّاكى » بهكار مىانداختند ملك مىخريدند و به اجاره مىدادند و از درآمد آنها بهرهمند مىشدند .
( 2 ) . نك : بازارها . صص 108 - 103 .
( 3 ) . اين صنف بجز پنبه ، پشم و كرك ، مو و فرآوردههاى آن را خريد و فروش مىكرد .
( 4 ) . كفشدوزان به چند صنف كوچك داخلى تقسيم مىشدند مانند ارسىدوزان ، كفش سادهدوزان ، چپتدوزان ( چارق دوزان ) .