داشتند و بيشتر « قوت » مردم از املاك آنان تأمين مىشد تأثير بزرگى در شهر و زندگى مردم داشتند ، مثلا كافى بود چند نفر از آنان « غلّهء » خود را انبار و احتكار كنند و نفروشند تا به علّت كمى « عرضه » و زيادى « تقاضا » قيمتها بالا برود و سود بيشترى ببرند كه گاهى - بويژه در خشكسالىها - چنين مىشد . در اينگونه موارد « شوكت الملك » دخالت مىكرد و ملّاكان را مجبور مىنمود كه غلّههاى احتكارشدهء خود را به قيمتى كه او تعيين مىنمود بفروشند و خودش در اين اقدام پيشگام مىشد و اين خدمت بجا و مؤثّرى بود كه او به مردم مىكرد . بعضى از اين ملّاكان به تجارت هم مىپرداختند و درآمدهاى سرشار دوگانه داشتند و با اين پولها سهام خرده مالكان را در روستاها مىخريدند و آنها را به ملك ششدانگى تبديل مىنمودند .
بزرگترين و معروفترين ملّاكان آن روز بيرجند غير از « اميران » و اعضاء خانوادههاى آنها - به ترتيب نويسههاى الفباى خط فارسى عبارت بودند از :
* - آراسته . عبد الحسين .
* - اسدزاده . حاج محمّد حسين .
* - اسدزاده . حاج محمّد حسن .
* - اسدى . ميرزا اسد اللّه خان .
* - اسدى . ميرزا محمّد ولى خان .
* - بنى اسدى . كربلائى محمّد تقى .
* - بهرمان . حسن آقا .
* - بيرجندى . آقا على اكبر .
* - راغبى . ميرزا محمد على .
* - سادسى . ميرزا اسد الله .
* - سپهرى . محمّد رضا .
* - شيبانى . امير معصوم خان .
* - عبد اللّهزاده . آقا حسين .
* - فرزانه . حاج آقا رضا .
* - فرهنگ . آقا ميرزا حسن ( كرمانى ) .
* - كريمزاده . حاجى محمّد رضا .
* - محسنزاده . احمد .
* - مزروعى . سالار كربلائى حسن . « 1 »
4 - 2 - بازرگانان :
بازرگانان نيز طبقهاى خاص بودند كه با سرمايههاى خود اقتصاد شهر را در دست داشتند و از اين نظر در محيط زندگى خود بسيار مؤثّر و متنفّذ بودند . بسيارى از بازرگانان علاوهبر تجارت ملّاكى هم مىكردند و درآمدهاى كلان دوگانه داشتند . گرچه تعداد آنان زياد نبود ولى
هامش
( 1 ) . در بخشهاى مختلف شهرستان بيرجند - در ميان بيكها ، خانها ، ميرها و . . . ملّاكان بزرگى بودند كه آب و ملك بسيار و ثروت فراوان داشتند مانند بيكهاى نوقند ، خانهاى درميان و طبس مسينا ، ميرهاى روشناوند و خانوادهء « مرادى » در « سده » كه چون در « شهر بيرجند » نمىزيستند جزء « ملّاكان شهر » بهشمار نمىآمدند .