فصل يازده يخچالها ( يخدانها )
منظور از « يخچال » چال بزرگ و گود و مسقّفى است كه در قديم يخ در آن انبار و ذخيره مىكردند و تابستانها از آن يخها استفاده مىنمودند . در گويش بيرجند به « يخچال » ، « يخدان » ( يخدا [ ن ]
yaxdo [ n ]
) گفته مىشود كه در فارسى هم به همين معنى است .
« يخدان » هاى بيرجند در آن زمان دوگونه بودند : بيابانى و كوهستانى .
1 - 11 - يخدانهاى بيابانى :
در بيابانهاى پيرامون شهر و نزديك برخى از روستاهاى محدودهء مورد پژوهش ما - در آن زمان - چندين « يخدان » وجود داشت كه از آنها بهرهبردارى مىكردند . اين « يخدان » ها كه برخى بزرگتر و بعضى كوچكتر بودند « چال » ها و « گود » هايى كمابيش بزرگ و ژرف بودند كه گنبدهايى مخروطىشكل و بلند و دراز داشتند و بر تارك مخروط آن گنبدها سوراخى براى هوا بود كه « خول
xul
» ناميده مىشد . در جانب شرقى يا غربى ( بيشتر غربى ) هر « چال » زمينى نسبتا وسيع و دراز را حدود نيممتر گود مىكردند و ديوار چينهاى گلى بسيار بلندى در جنوب آن زمين مىساختند و گاه ديوار را دور « چال » هم مىگرداندند تا از تابش آفتاب به آن زمين و چال جلوگيرى كند . اين زمين دراز و پهن و گود را در زمستان با آب شيرين پر مىكردند و مىگذاشتند كه آب در آن يخ ببندد و خيلى سخت ( مانند سنگ ) بشود .
وقتى كه يخ به نظر آنان به درجهء مطلوب مىبست و سخت مىشد عدّههاى كارگر - كه بيشتر كشاورز بودند - با كلنگ آن يخها را مىشكستند و با بيل به درون « چال » مىريختند . قبل از آنكه يخها را به داخل « چال » بريزند كف « چال » را با نوعى بوتهء خار كه به آن « شزگوله