« كل » پديد آمده بود كه مردم براى شستن ظرف و لباس از آن استفاده مىكردند « 1 » .
6 - 4 - 8 - كل خزديكان ( كل خزديكّا [ ن ]
kole xazdikko [ n ]
) :
واژهء « خزديك » كه در گويش بيرجند « خزدوك » ، « خزوك » ، « خزيك » هم تلفّظ مىشود « 2 » .
به معنى « جعل سياه » است و جمع آن مىشود « خزديكّا [ ن ] . در هفت كيلومترى جنوب شرقى بيرجند - در شيب تپّهء دامنهء كوه باغران - چشمهء بسيار كوچك و كمآبى وجود دارد كه آب آن آميخته به برخى املاح و « گوگرد » است ، در شمال اين چشمهء كمآب يك « كل » تعبيه كردهاند كه آب آن چشمه در اين « كل » جمع مىشود و چون هميشه تعدادى « جعل سياه » مرده در درون « كل » و زنده در پيرامون آن بهچشم مىخورد آن را به اين اسم ناميدهاند و مىنامند و بر اين باورند كه آب آن چشمه و اين « كل » خاصيّت درمانى دارد و با آنكه هميشه « كل » پرلجن بود در آن آبتنى مىكردند و رفتن به اين « كل » را نوعى تفرّج مىدانستند .
هامش
( 1 ) . نك : محلّهء كل بانو جوجه . ص 85 .
( 2 ) . اين واژه در فارسى نيز به صورتهاى خزدوك ، خزوك ، خبزدو و خبزدوك آمده است .