تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
بر جبههء جنوبى در دو سطر : كل من عليها فان و يبقى وجه ربك ذو الجلال و الاك ( رام ) بر جبههء غربى در دو سطر :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ إِنَّ الدِّينَ . . . . .
بر جبهه شمالى در سه سطر : سطر اول الملك لله - دو سطر ديگر به علت تعمير ناصوابى كه با گچ شده است درست تشخيص نگرديد تصور ميرود آيهء شريفهء
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ . . . . . .
الخ باشد . بر جبههء شرقى ( پائين پا ) در دو سطر : بسم الله الرحمن الرحيم هذا قبر السعيد الشهيد المرحوم زين الدين شهريار فى شهور سنة احدى و اربعين و ستمائه . بدين‌قرار سنگ مزار مزبور مربوط به زين الدين شهريار و مربوط بسال 641 هجرى است كه در صفحهء 111 متن كتاب بدان اشاره شد . ضمنا براى نمودن منظر كلّى شهر كازرون و چگونگى ساختمانهاى موجود در آن دو قطعه عكس كه از فراز بام يكى از خانه‌هاى محلّهء گنبد از دو سوى مختلف گرفته شده است طى شكلهاى 227 و 228 ارائه ميگردد . دانشمند محترم آقاى علينقى بهروزى در نامه‌اى كه بعنوان ادارهء آثار باستانى ( ادارهء باستان‌شناسى ) فارس مرقوم داشته‌اند و از طرف ادارهء مزبور رونوشت آن ضمن گزارش شمارهء 752 : 31 ر 5 ر 38 جهت انجمن آثار ملى فرستاده شده است چنين توضيح ميدهند كه مقصود از كلمات قبر شاسجاق قبر شابسحاق ( يعنى شاه ابو اسحاق ) است ( به سطر 2 صفحهء 111 متن كتاب مراجعه شود ) - ضمنا بضميمهء نامهء فوق اطلاعات مفيد و جامعى دربارهء چند نفر از عرفا و بزرگان ذكر و ارسال نموده‌اند كه عينا بشرح زير نقل ميگردد : « شيخ ابو اسحاق ابراهيم بن شهريار كازرونى متوفى بسال 426 ه . ق الشّيخ المحقّق و العارف المشهور شيخ ابو اسحاق ابراهيم بن شهريار كازرونى معروف به ( شيخ مرشد ) از كبار مشايخ و از عرفاى بسيار مشهور است كه در كازرون متولّد شده است . شرح‌حال مفصّل او در كتاب مشهور ( فردوس الرّشديّه فى اسرار الصّمديّه ) كه تماما در ذكر وقايع زندگى اوست نگاشته شده است . تا زمان او اهالى كازرون زردشتى بوده‌اند ولى بهمّت و ارشاد وى اهالى كازرون مسلمان شده‌اند . صاحب كتاب شيرازنامه چنين او را توصيف مىكند :
اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 390 | محمد تقى مصطفوى